خانه / نقد فیلم و سریال / نقد فیلم Jojo Rabbit (جوجو خرگوشه)

نقد فیلم Jojo Rabbit (جوجو خرگوشه)

تایکا وایتیتی با فیلم قبلی خود، «شکار انسان‌‌های سرگردان» نیز نگاه متفاوتش به دنیای کودکان و ترسیمی عجیب از شرایط آن‌ها را ثبت کرده بود، در جایی که تفکرات عجیب و تعصبات کورکورانه گاها کار دست آن‌ها میداد. اگر در فیلم قبلی او به ترسیم رابطه‌ای شبه پدر و پسری و چالش میان آن‌ها پرداخته بود این بار به سراغ رابطه میان یک پسر بچه و هیتلر رفته است، البته هیتلری متفاوت با آنچه میشناسیم. هیتلری که تنها در ذهن این پسر بچه حضور دارد، اما به لطف باورهای او تبدیل به واقعیتی انکار ناشدنی در دنیای پسر بچه میشود. با دنیای سینما و نقد فیلم Jojo Rabbit - جوجو خرگوشه همراه باشید.

وایتیتی در فیلم «جوجو خرگوشه» تصویری دوست داشتنی به واسطه شستوی مغزی شخصیت هیتلر در ذهن این پسر بچه را نشان میدهد. برای او که پدرش نیز سرباز و در جنگ است، «هیتلر خیالی» پر کننده جای خالی پدر و انگیزه او برای زندگی است. کارگردان به خوبی موفق شده نقش حکومت‌ها و آموزش‌های آن‌ها و در یک کلمه شستشوی مغزی برای تربیت انسان‌هایی کاملا در خدمت خودشان را به تصویر بکشد، کسانی که کاملا چشم خود را به روی حقیقت بسته و به دنبال تعصبات کورکورانه و خیال بافی‌ها از هر شخصی در ذهن خود دشمنی مخوف که سزایش جز نابودی نیست بسازند، جالب اینکه خود سران چنین حکومت‌هایی حتی ذره‌ای باور به این تفکرات ندارند و تنها به بهانه داشتن افراد آماده به خدمت و حلقه به گوش تفکرات ضد بشریتی، جنگ طلبانه و حتی خرافه‌گونه خود را بیشتر رواج داده‌اند.

Jojo Rabbit
2019

کارگردان:

تایکا وایتیتی

بازیگران:

رومن گریفین، تایکا وایتیتی، اسکارلت جوهانسون، سم راکول و ...

ژانر:

کمدی، درام، جنگ

خلاصه داستان: پسر بچه‌ای کنجکاو که عضو پیش‌آهنگی ارتش آلمان نازی دوران جنگ جهانی دوم است، متوجه میشود که مادر صلح‌جویش دختری یهودی را در خانه‌شان مخفی کرده است، جوجو که باور دارد پیشوای آلمان، هیتلر دوست اوست ...

8 / 10

میانگین امتیاز

80 %

میانگین امتیاز

58 %

میانگین امتیاز

تیم بازیگری بسیار عالی ظاهر شده‌اند و مجموعه‌ای از بازی ‌ای درخشان را در آن شاهدیم، چه خود «رومن گریفین» که به عنوان استعدادی درخشان معرفی میشود، چه «اسکارلت جوهانسون» که به خوبی نقش شخصیت صلح طلب داستان و مادری فداکار را ایفا کرده است

«جوجو خرگوشه» پسر بچه عجیب داستان، تصویر تمام نمایی است از آنچه مد نظر چنین حکومت‌ها و سیاست‌هایی است. حکومتی مستبد و خودخواه که از یهودیان هیولایی چند دست و پا و شاخ‌دار در ذهنش ساخته در و دیوار اتاقش پر از عکس‌ها پیشواست و جز او هیچ رویایی در ذهنش ندارد و خود و هم نژادانش را برترین عالم میداند. تفکرات بسیار آشنایی که در تمام حکومت‌های دیکتاتوری و استبدادی مثل آن را میتوان یافت، اما در اینجا این مساله و تبلور آن در ذهن یک پسر بچه نمایش داده میشود، کسی که شاید با ادامه همین مسیر تبدیل به دیکتار بعدی شود و جالب‌تر نمایش مسیری است که پاکی و معصومیت یک پسر بچه ربوده و بذر خشم و تنفر را در او کاشته میشود.

قسمت جذاب کار به جایی باز میگردد که نگاه طنز در سرتاسر اتفاقات فیلم جریان داشته و اصلا به لطف همین نگاه سخت‌ترین انتقادات نیز از چنین حکومت‌ها و انسان‌هایی میشود، اما جدای تمام این کنایه‌های سیاسی، فضای کلی اثر بسیار جذاب و دوست داشتنی است و تناسب خوبی میان موضوعات مختلف و کمدی حاکم بر داستان و درام جاری در هر لحظه و البته آن نگاه‌های انتقادی نیز برقرار شده است. تیم بازیگری نیز بسیار عالی ظاهر شده‌اند و مجموعه‌ای از بازی ‌ای درخشان را در آن شاهدیم، چه خود «رومن گریفین» که به عنوان استعدادی درخشان معرفی میشود، چه «اسکارلت جوهانسون» که به خوبی نقش شخصیت صلح طلب داستان و مادری فداکار را ایفا کرده، حتی خود کارگردان با آن تصویری که از هیتلر ارائه داده و از همه مهم‌تر «سم راکول» که یک تنه تمام تفکرات عجیب و غریب نظام را به سخره میگیرد، چه از آن تیراندازی تک چشمی‌اش و چه آن تفنگ طراحی شده توسط خودش که قابلیت‌های موسیقیایی دارد.

نگاه کودکان به جنگ هم بحث دیگری بوده که کارگردان مد نظر داشته و تمام باورهای آنان و آنچه از سمت دولت همواره در ذهن آن‌ها خوانده شده در سکانس‌های پایانی و با فروریختن دیوارها و شلیک تانک در مقابل کسی مثل جوجو به عنوان نمادی از نسل خود فرو میریزد. در دیالوگی جذاب تنها دوست جوجو که درست در وسط میدان نبرد حاضر شده به او میگوید که از همه جای دنیا به ما حمله کرده‌اند و تازه در اینجاست که جوجو با مفهوم جنگ و آنچه واقعا بر آن‌ها گذشته آشنا میشود، جایی که متوجه عمق فاجعه شده و برای نشان دادن این مساله و تاثیر بیشتر کارگردان برگ برنده دیگری را رو میکند و آن هم جلو فرستادن کودکان در مقابل توپ و تانک دشمن برای حفظ میهن است، ساخت سپری انسانی که به واسطه همان شستشوی مغزی اشاره شده به راحتی انجام میپذیرد (البته که با نگاهی طنز آن را پیاده‌سازی کرده است) باید گفت هر چند آنچه تا کنون در ذهن جوجو خوانده شده به راحتی قابل از بین بردن نیست، اما با آن رقص و آواز پایانی، جوجو هم گویا در مسیری جدید قدم میگذارد.

وایتیتی با زیرکی تمام توانسته تا احساسات پسر بچه‌ای آسیب دیده را به خوبی نشان دهد و این اتفاق را در طراحی صحنه و محیطی قابل توجه به انجام برساند

در انتها لازم به ذکر است که در کنار داستان کمدی که باورهای نژاد پرستانه و جنگ طلبانه را به نقد و چالش کشیده و به طرز متفاوتی فریاد آزادی و انسان دوستی سر میدهد، تصویری کاریکاتوری و جالب توجه از هیتلر را ارائه میشود که حسابی بیننده را سر ذوق خواهد آورد. هیتلری که شخص کارگردان نقش آن را بازی کرده و شاید تا کنون به چنین روشی حماقت‌های شخصی چون او که انسان‌های بی‌شماری را به نابودی کشانده، به تصویر کشیده نشده بود.

Jojo Rabbit - جوجو خرگوشه فیلمی پر از احساس است و تایکا وایتیتی تمام قدرت فیلمسازی و به طور ویژه، داستان‌سرایی خود را برای این اثر به خدمت گرفته است. فیلم برخوردی متفاوت با جریان جنگ است و این بار به دور از خشونت ناشی از جنگ، بیشتر به دنبال بررسی شرایط روانی یک کودک آلمانی و عضوی از جریان تغییرات سیاسی و فکری کودکان از دید پیشوایی است که در نظر داشت تا حکومتی هزار ساله بنا کند. وایتیتی با زیرکی تمام توانسته تا احساسات پسر بچه‌ای آسیب دیده را به خوبی نشان دهد و این اتفاق را در طراحی صحنه و محیطی قابل توجه به انجام برساند. در حالی که این کمدی تاثیرگذار از جریان دوران تاریک آلمان میتواند سکانس‌های قابل توجه‌ای از جمله پایان‌بندی آن و نگاه جوجو به دختر جوان داستان داشته باشد، آن سکانس نهایی برخورد این کودک با کاپیتان کیلینزین‌دورف (با بازی سم راکول) میتواند تاثیر بیشتری نسب به سایر سکانس‌ها فیلم داشته باشد. جایی که کاپیتان داستان برای نجات پسری بی‌گناه اما سوخته در آتش همه‌گیر جنگ، مجبور میشود تا به دوست کوچکش لقب یهودی بودن بزند، جایی که تایکا وایتیتی در آخرین لحظات از زندگی یک فرمانده، او را نیز متوجه و آگاه از رفتاری که انجام داده به نمایش میگذارد. جوجو خرگوشه، فیلمی دیدنی‌ست که شخصیت پیشوای آلمانی، آدولف هیتلر را تعریفی کودکانه و البته به همان اندازه بر محور ایدئولوژی نژادپرستانه‌ خود نشان میدهد.

منبع: دنیای سینما

جمع‌بندی و ارزشگذاری

کارگردانی
بازیگری
فیلمنامه
موسیقی متن
طراحی صحنه

نمره منتقد

«جوجو خرگوشه» جدیدترین فیلم تایکا وایتیتی توصیف و تحلیلی از آلمان نازی و جریان فکری زنده و سپس کشته شده آن است. شخصیت اصلی داستان که در نبود پدرش، پیشوای کشورش را دوست خود میداند و آدولف نیز بعنوان نماینده‌ای از جریان فکری نازی‌های آلمانی تصویری از همان ایدئولوژی را در زمینه‌ی کودکانه به نمایش گذاشته است. وایتیتی نقدهای مهم و تاثیرگذاری از شست‌و‌شوی مغزی و همچنین تاثیر نحوه رشد و پرورش فرزندان آینده‌ی رایش را به نمایش میگذارد. جوجو خرگوشه، جنگ و دوگانگی جذابی از باور را در برابر رفتار شایسته به نمایش میگذارد و تمام این تضادها و توجه ویژه نویسنده و کارگردان فیلم به مقوله تاثیر جنگ بر کودکان، سبب میشود تا برای جدیدترین ساخته‌ی تایکا وایتیتی احترام بسیاری قائل شویم

User Rating: 3.45 ( 2 votes)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *