خانه / نقد فیلم و سریال / نقد فیلم Ford v Ferrari (فورد در برابر فراری)

نقد فیلم Ford v Ferrari (فورد در برابر فراری)

جدیدترین فیلم «جیمز منگولد»، اولین فیلم او پس از دو سال و پس از ساخت فیلم لوگان، یکی از بهترین آثار ساخته شده و قابل تحسین ابرقهرمانی میباشد. «فورد در برابر فراری» که عنوان دهان پر کنی ندارد اما علاوه بر کارگردانی همچون منگولد، دو اسم بزرگ دیگر را یدک میکشد؛ «مت دیمون» و «کریستین بیل» و به نظر میرسد، بار دیگر بیل باید خودش را برای پوشیدن تاکسیدو و نامزدی در مراسم‌ مهم سال آماده کند. با دنیای سینما و نقد فیلم Ford v Ferrari - فورد در برابر فراری همراه باشید.

کارنامه‌ جیمز منگولد قابل توجه است، از فیلم «کیت و لئوپولد» تا «شب و روز» و ساخت دو فیلم از شخصیت ولوورین در قالب دو عنوان «ولوورین» و «لوگان». منگولد که اصولا با یک چهره تاپ کار میکند، این بار دو ستاره و حتی دو ابر ستاره در فیلمش دارد. جایی که قرار است این دو بازیگر در مسیردهی منگولد به سال‌های ۱۹۶۰ سفر کنند و داستان چگونگی شکل‌گیری رقابت کشنده فورد در برابر فراری را در سال‌های ۶۷ تا ۶۹ را به تصویر بکشد و البته این فیلم بیوگرافی، ورزشی و هیجان‌انگیز نه توسط یک نفر، بلکه توسط گروهی چهار نفره به نگارش در آمده، فیلمنامه‌ای که با کلمات مخصوص عاشقان مسابقات اتومبیل‌رانی، پر شده است.

Ford v Ferrari
2019

کارگردان:

جیمز منگولد

بازیگران:

مت دیمون، کریستین بیل، کترینا بلف، جان برنثال و ...

ژانر:

اکشن، بیوگرافی، درام

خلاصه داستان: در دوران قدرت فراری بر مسابقات اتومبیل‌رانی، راننده و کارآفرین آمریکایی، کارول شلبی در کنارش راننده با استعداد و منحصر بفردش، کن مایلز وارد نبرد جهت تولید سریع‌ترین ماشین برای مسابقات لی منس میشوند ...

8.3 / 10

میانگین امتیاز

92 %

میانگین امتیاز

81 %

میانگین امتیاز

سه پروژه سینمایی و اخیر منگولد قهرمانی بوده‌اند و دو فیلم اخرش نیز ژانرشکن، از وولورین تا لوگان و اکنون «فورد در برابر فراری»، ما شاهد نحوه تولد و قیام یک قهرمان هستیم، قهرمانی که نه با بهترین برند اتومبیل‌رانی دنیا که با مدیری تنفر برانگیز روبرو شده است

داستان فیلم از یک ایده آغاز میشود، اینکه چرا نباید فورد به اندازه فراری محبوب، جذاب و دیوانه کننده نباشد؟ چرا مردم نباید عاشق فورد باشن؟ خب این سوالاتی‌ست که «لی لاکوکا» در برابر «هنری دوم» یا دومین هنری از خانواده فورد از او میپرسد و البته جوابش را نیز ارائه میدهد؛ اینکه اگر آن‌ها به دنبال گسترش برند خود جدای از سود، فروش و تولید هستند، باید پای خود را فراتر بگذارند و به مسابقات لی‌منس وارد شوند و کمی از شور و شوق نسکار آمریکایی دل بکنند. البته که این اتفاق رخ میدهد، چرا که لی لاکوکا گزارش میدهد، فراری در مرحله ورشکستگی میباشد و میتوان با خرید بخش مهمی از سهام این برند تولیدی، به راز و رمز تولید ماشین‌های سریع و کم نظیر آن‌ها پی برد. البته همه چیز طبق روال نیست و فراری تحت مالکیت انزو فراری اگرچه مایل به نظر میرسید اما با پیشنهاد دوست سرمایه‌دار خود از خانواده آنیلی، دوباره سر پا میشود و فورد ناامید و شکیت خورده از بازی دو ایتالیایی ثروتمند میشود. اما این رفتار توهین به هنری دوم محسوب میشود و اینجاست که آقای فورد دستور ساخت سریع‌ترین اتومبیل را برای مسابقات لی منس میدهد و لی لاکوکا به سراغ برنده این مسابقات و البته راننده‌ی بازنشسته «کارول شلبی» میرود، شخصی که مالک بخش شلبی آمریکا و بیزنسی کوچک را اداره میکند. لی لاکوکا از شلبی میخواهد تا با دریافت یک چک سفید، سریع‌ترین اتومبیل ممکن را برای مسابقات لی منس طراحی کند و البته شلبی نیز به سراغ بهترین راننده و مکانیکی که در طول عمرش دیده است، میرود، «کن مایلز».

سه پروژه سینمایی و اخیر منگولد قهرمانی بوده‌اند و دو فیلم اخرش نیز ژانرشکن. از وولورین تا لوگان و اکنون «فورد در برابر فراری»، ما شاهد نحوه تولد و قیام یک قهرمان هستیم، قهرمانی که نه با بهترین برند اتومبیل‌رانی دنیا که با مدیری تنفر برانگیز روبرو شده است. حقیقتا جدای از فیلمنامه خوب فیلم که توانسته مخاطب را میخکوب به اتفاقات داخلی اثر نگه دارد و حتی ببینده را نسبت به مسابقات نگران کند، «جاش لوکاس» در نقش لئو بیبی، شخصیت منفی خوب و اعصاب خوردکنی را به تصویر کشیده است، آنقدر خوب و متشنج کننده که دخالت‌های گاه و بی‌گاه او و جهت دیده نشدن میلز به جهت ظاهر ژولیده و خاصش، توانسته به ابعاد خوب بودن کارکتر مایلز، جدای از بازی کریستین بیل اضافه کند که البته این نبردی یک طرفه نیست، چرا که در حالی لئو بیبی در تلاش برای منفجر کردن جایگاه و چهره میلز است که نگهبان و فرشته مراقب مایلز و شخصیتی که با مدیر ویژه و دست اول آقای فورد روبرو میشود، کارول شلبی.

جیمز منگولد، همانطور که با لوگان دیوارهای تعریف شده از ژانر ابرقهرمانی را شکسته بود، با احترام و حفظ بار ورزشی، ژانر اصلی فیلمش را میشکند و «فورد در برابر فراری» را در سه بخش هیجان، ورزش و درام تقسیم میکند

یک هماهنگی غیرعادی اما دقیقی بین شلبی و مایلز شکل گرفته است، از آن دست هماهنگی‌هایی که احتمالا چند دیالوگ خودسرانه توسط بازیگرانش در خود پرورش داده است. تصور پرتاب کردن آچار توسط مایلز به سمت شلبی تا دعوا آن‌ها در گوشه خیابان و لحظات با احساس پایانی فیلم و تصویر تنهایی مت دیمون؛ از این ارتباط، رابطه‌ای محکم، باورپذیر، دقیق، دیدنی و مجذوب کننده‌ای ساخته است و اگرچه زوج مت دیمون و بیل به اندازه دی‌کاپریو و پیت از فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» ویران‌گر نیستد اما به همان اندازه دیدنی، دلنشین و جذاب است.

حقیقتا عنوان فیلم ساده و پیش پا افتاده است و حتی طعنه‌ای به فیلم‌های درجه بی سینما میزند، اما گول این سادگی را نخورید، «فورد در برابر فراری»، اثری قوی در گونه بیوگرافی و ورزشی است و بار دیگر شاهد درک قابل تحسین منگولد در مقام کارگردان فیلم هستیم‌. تجربه فیلم «شتاب» اثبات میکند که تکرار سکانس‌های اتومبیل‌رانی پس از مدتی برای مخاطبی که علاقه چندانی به این دسته ورزشی ندارد، میتواند مخاطب‌زدا باشد و به این جهت، جیمز منگولد، همانطور که با لوگان دیوارهای تعریف شده از ژانر ابرقهرمانی را شکسته بود، با احترام و حفظ بار ورزشی، ژانر اصلی فیلمش را میشکند و فورد در برابر فراری را در سه بخش هیجان، ورزش و درام تقسیم میکند. منگولد نه تنها بار درام را بیشتر میکند و سعی میکند تا از نحوه شکل‌گیری جنگ آمریکا و ایتالیا در پیست اتومبیل‌رانی بگوید، بلکه زمینه ورزشی و هیجان‌انگیز داستانش را متنوع و از تمرین تا مسابقه برای کسب احترام تا جایزه بزرگ تقسیم میکند تا محیط‌ها متنوع باشد و همه چیز عادی به نظر نرسد. منظور لوکیشنی از فرودگاه لس آنجلس تا پیست مسابقه ۲۴ ساعته دیتونا و در نهایت یک رقابت جذاب کشنده در لی منس فرانسه است.

تا کنون فیلم با استقبال و فروش خوبی روبرو شده است و به نظر میرسد، نه تنها زوج دیمون و بیل در کنار منگولد جواب داده‌اند، بلکه برخلاف عنوان ساده و غیرخلاقانه فیلم، محتوای اثر حرف‌های بسیاری را باز گو کرده است، به طور مثال، چگونه عنوان قهرمانی سال ۱۹۶۶ از مایلز و بنابر تصمیمی شیطانی و پرورش یافته در ذهن بیبی گرفته شد و به مک‌لارن، دیگر راننده فورد رسید؟ البته فیلم به دور از ایراد نیست. به هر اندازه دیمون و بیل در کنار سایر بازیگران درخشان هستند (بیل علاوه بر کاهش وزن، با لهجه‌ای بریتانیایی ظاهر میشود و اینکار را استادانه انجام میدهد) و حتی هنری دوم با بازی «تریسی لیتس» لحظه‌ای کمدی و میخکوب کننده دارد که نمیتوان علارقم حضور دیمون در کنار او، از عکس العمل دیدنی او، چشم برداشت. اما «فورد در برابر فراری» بسیار تخصصی ساخته شده است. به نظر میرسد، منگولد قصد داشت تا بیوگرافی‌سازی را برای بسیاری از کارگردانان تعریف کند و این کار را با بیان کردن نام رانندگان بزرگ سال‌های ۶۰ تا عنوان اختصاصی موتوری که سبب مرگ فراری در لی منس میشود، انجام میدهد. البته این اطلاعات برای عاشقان ورزش و آن هم از نوع اتومبیل‌رانی لذت‌بخش و دیدنی است، اما منگولد در مرحله اول نیاز به رضایت تمام ببیندگان فیلمش دارد که این حجم از اطلاعات که حالتی نوستالژیک برای ماشین‌بازان دارد، آزار دهنده به نظر میرسد.

بر خلاف تعداد قابل توجه از بیوگرافی‌های پر پتانسیل که با پایانی بد به فیلمی صرفا خوب تبدیل شدند، «فورد در برابر فراری» با پایانی شایسته و قابل ستایش، به اثری بسیار خوب تبدیل شده است

به هر اندازه که میتوانید از این اطلاعات تخصصی گله کنید و حتی بگوید خب چه زمانی این مسابقه بزرگ آغاز میشود؟ اما در لحظه بزرگ، هیجان و تمپوی فیلم منگولد خیره کننده است. حقیقت امر این است که «فورد در برابر فراری»، تجلیلی از پیشروی مردانی است که سبب دیده شدن صنعت ماشین‌سازی و کارخانه فورد در عصر قدرت‌نمایی برندی همچون فراری میباشد. منظور چهره‌های قهرمانی همچون شلبی و مایلز است، دو کارکتری که با اختلافات‌شان اما در نهایت عاشق و معشوق فیلم لقب میگیرند. منگولد برای تاثیرگذاری بیشتر، خانواده‌ی راننده افسانه‌ای کن مایلز را وارد داستان میکند تا بگوید، مایلز با چه شرایط و با چه عشقی در مسیر پیست پای خود را بر روی پدال گاز فشار میدهد.

Ford v Ferrari - فورد در برابر فراری از بخت‌های مهم مراسم امسال خواهد بود، چرا که نه تنها فیلم منگولد خوب از آب در آمده و کمدی حماقت کارکترهایش در بار درام و ورزشی آن نشسته است، بلکه دیمون و بیل نیز درخشان ظاهر شده‌اند، آنقدر دلنشین و جدا نشدنی که میتوان با کمی فاصله از سخت‌گیری و ضعف فیلم در بخش فیلمنامه و تخصصی شدن زیادی آن، همانند انزو فراری ‌کلاه را نه برای کن مایلز افسانه‌ای که برای مثلث منگولد، بیل و دیمون از سر برداشت. چرا که سخت است تا فیلمی جذاب از نوع بیوگرافی و ورزش اتومبیل‌رانی را با خیرگی تمام نشدنی راهی سینماها کرد، جایی که منگولد مخاطبش را برای هیجان مسابقه بزرگ داستانش، نمی‌کشاند بلکه ‌او را با لقمه‌هایی کوچک و برای غذایی بسیار بزرگ و لذیذتر آماده میکند. «فورد در برابر فراری»، اگرچه عنوانی ساده دارد و به سه سال رقابت دیوانه‌واری که مایلز و شلبی کلیک موفقیت آن را زدند، اشاره دارد اما دشمن خوبی از دل خودش و از ناحیه داخلی ساخته است و به خوبی توانسته تا بر خلاف تعداد قابل توجه از بیوگرافی‌های پر پتانسیل که با پایانی بد به فیلمی صرفا خوب تبدیل شدند، با پایانی شایسته و قابل ستایش، به اثری بسیار خوب تبدیل گردد. جایی ‌که منگولد به همان اندازه که به شروع و روند فیلمش احترام میگذارد، برای پایانی با شکوه نیز احترام قائل است، از آن مدل فیلم و پایان‌هایی که میتوانید سایر فیلم‌های در جریان ورزشی و اتومبیل‌رانی را با «فورد در برابر فراری» مقایسه کنید.

منبع: دنیای سینما

جمع‌بندی و ارزشگذاری

کارگردانی
بازیگری
فیلمنامه
موسیقی متن
جلوه‌های ویژه

نمره منتقد

«فورد در برابر فراری» تعریف شده در مثلثی درخشان و تیم بازیگری و تولیدی بسیار خوبش معنا میشود. در کنار جیمز منگولد، مت دیمون و کریستین بیل تیمی قرار گرفته که در بخش بازیگری و طراحی شرایط حاکم بر داستان فیلم را به بهترین شکل، باروپذیر کرده‌اند اما در برداشتن تمام گام‌های درست، فیلمنامه‌ی پر جزئیات فیلم، فورد در برابر فراری را از اثری عالی به خوب و برای آن‌هایی که عاشق مسابقات اتومبیل‌رانی نیستند (حتی ژانر ورزشی) تبدیل میکند

User Rating: Be the first one !

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *