خانه / نقد فیلم و سریال / نقد سریال Dracula (دراکولا)

نقد سریال Dracula (دراکولا)

در وحشت شب‌های تاریک و غم‌زده ترانسیلوانیا و پیر مردی خمیده که شمع به دست دارد، صدای جیر جیر خفاش و زوزه گرگ شنیده میشود و شما در تاریکی تنها هستید، مراقب دالان‌های نمور و ترسناک این عمارت باشید، چرا که شما هر روز ضعیف‌تر و پیر مرد، هر روز جوان‌تر میشود. به خانه‌ی کنت دراکولا خوش آمدید! با دنیای سینما و نقد مینی سریال Dracula - دراکولا همراه باشید.

هنگامی که عنوان جدیدی تحت نام دراکولا عرضه میشود همیشه اولین سوالی که به ذهن میرسد این است که چه ویژگی متفاوت و چه داستان نگفته‌ای این بار قرار است بیان شود و یا آن داستان‌های قدیمی با چه ترفند و نگاه متفاوتی قرار است دوباره روایت شوند. محصول جدید شبکه BBC  نیز یکی دیگر از همین علامت سوال‌ها را در ذهن‌ها ایجاد میکند و با توجه به تبلیغات پر سر و صدای جذاب شهری‌اش گزینه مورد توجه‌ای برای مرور داستان قدیمی دراکولا به نظر میرسد. داستان این دراکولای جدید نیز الهام گرفته شده از همان داستان معروف دراکولای «برام استوکر» است و شروع داستان نیز تا حد زیادی شبیه به فیلم دراکولا کاپولا میباشد، داستان جاناتان هارکر که وارد قصر کنت دراکولا میشود و سپس ماجراهایی که درگیر آن خواهد شد اما بعد از اثبات وفاداری به مهم‌ترین جز داستان، تغییرات به آرامی از راه میرسند. تغییراتی که اپیزود ابتدایی را به اثری فوق ‌العاده و فراموش نشدنی تبدیل میکند، حالا دیگر از اقتباسی وفادارانه به برداشتی آزاد تبدیل میشود و کم کم هیولاها و موجودات عجیبی نیز از راه میرسند.

Dracula
2020

سازنده:

مارک گتیس، استیون موفات

بازیگران:

کلیس بنگ، دالی ولز، جان هیفرنان، جاناتان آریس و ...

ژانر:

درام، ترسناک

خلاصه داستان: در سال 1897 و در قلعه ترانسیلوانیا، کنت خون‌آشام، دراکولا با فراخواندن وکیل جوانی به نام جاناتان هارکر، قصد دارد تا برنامه‌ی خود جهت حمله به لندن دوران ویکتوریایی را عملی کند و انسان‌هایی که ...

فصل کوتاه

6.9 / 10

میانگین امتیاز

74 %

میانگین امتیاز

75 %

میانگین امتیاز

سرعت بالای روایت داستان و گذر پشت سر هم اتفاقات در زمانی محدود، کار دست سازندگان سریال «دراکولا» داده و این مجموعه کوتاه را زمین زده است، شاید اگر داستان تنها در همان بازه زمانی دور و قرون گذشته روایت میشد، تاثیر و جذابیت بیشتری برای مخاطب به همراه میداشت تا اینکه به سرعت در یک زمان محدود مرور شود

حتی با کمی تغییرات هویتی، شخصیت «ون هلسینگ» نیز به داستان اضافه میگردد و بیشتر حس نوستالژی مخاطبان این مجموعه را درگیر داستان میکند و با کمی ابتکار عمل از موسیقی دوست داشتنی بازی فوق‌العاده دراکولا نیز استفاده شده است. قسمت ابتدایی نمایش کامل قدرت سریال است و آنقدری سورپرایزها و نوآوری‌هایش را با داستان قدیمی ترکیب کرده و به قدری ریتم اتفاقات و پیشروی‌اش سریع است که بیننده را سر جایش میخکوب میکند. جان گرفتن دوباره دراکولا پیر و جوان شدنش، کنایه‌هایی که به مینا (معشوقه جاناتان) زده میشود، آن موجودات عجیبی که در قصر زندگی میکنند و نمایش همه باورهای خرافی درباره دراکولا، بخشی از جزئیات فروانی است که در مقابل بیننده قرار گرفته است، اما قسمت دوم از جایی در میانه راه و به دور از ماجراهای پایانی اپیزود اول، اتفاق می‌افتد که به خودی خود باز هم آن جذابیت و گیرایی را به همراه دارد. اما کمی بیننده را سردرگم میکند. تا نیمه‌های راه که با توضیح فلش‌بک‌ها و فورواردهای سریال، تازه اصل ماجرا برای بیننده مشخص میشود.

به نظر بزرگترین اشتباهی که در قسمت دوم انجام شده، بازی کردن با زمان بوده است. قطعا یک روایت خطی کار کرد بهتری برای ادامه ماجرا و حفظ تمرکز بیننده را به همراه میداشت، اما با این مدل پراکندگی انتخاب شده، هم حواس بیننده و تمرکزش از داستان پرت میشود و هم انرژی و دقتی که صرف آن شده به هدر رفته است. اما با این حال قسمت دوم نیز توانایی بیرون کشیدن گلیم خودش را از آب دارد. اما اپیزود سوم بسیار ضعیف‌تر و سطحی‌تر از دو قسمت قبلی است و چیزی در حد سریال‌های خون آشامی که نمونه‌های بسیاری از آن پخش شده میباشد. در واقع داستان و روایت اتفاقات به یک باره بیش از یک قرن به جلو آورده میشود و حالا کنت دراکولا در دنیای جدیدی قرار گرفته، جایی که در مقابل نامیرایی او نسل‌های امروزی خاندان ون هلسینگ قرار گرفته‌اند و قرار است به کمک علوم جدید، او را متوقف کنند. حقیقتا اپیزود پایانی حداقل در مقابل شروع کار، مزخرفی بیش نیست و دیگر نه حرف تازه‌ای برای گفتن دارد و نه هیجانی برای مخاطب. سرعت بالای روایت داستان و گذر پشت سر هم اتفاقات در زمانی محدود، کار دست سازندگانش داده و سریال را زمین زده است. شاید اگر داستان تنها در همان بازه زمانی دور و قرون گذشته روایت میشد، تاثیر و جذابیت بیشتری برای مخاطب به همراه میداشت تا اینکه به سرعت در یک زمان محدود مرور شود. برای پرورش این ایده قطعا زمان بیشتر و جزئیات دقیق‌تر و نگاه کامل‌تری نیاز بود که سازندگان از آن صرفه نظر کردند و در زمانی محدود اتفاقات زیادی را رقم زده‌اند و از همه بدتر آنکه در انتها، داستان ترسناک خود را فراموش و درسی در باب انسان‌شناسی و مقابل با ضعف‌ها و تاثیر باورهای خرافی بر ذهن داده میشود و این گونه در مسیری غلط کارش را به پایان میرساند. در واقع آنچه برای یک داستان درباره دراکولا جذاب میباشد، همان اصالت وجودی او و ترس‌هایی‌ست که به همراه دارد. مانند همان قسمت اول نه پیام‌هایی در وصف انسان، شخصیت‌شناسی و واکاوی آن‌ها باید گفت.

مینی سریال Dracula - دراکولا اثبات میکند، هر داستانی نیاز به فلسفه و عمق فکری ندارد و این مساله به خوبی در این سریال خود را نشان میدهد. اگر از عاشقان شخصیت دراکولا هستید و تصویر شخصیتی این هیولای خون‌آشام شما را جادو کرده است، توصیه میشود تا قسمت پایانی این مجموعه سه قسمتی را مشاهده نکنید و از همان دو اپیزود ابتدایی سریال لذت ببرید، چرا که اپیزود سوم جز زیاده‌گویی و داستانی بی‌سر و ته حرفی برای گفتن ندارد و بیشتر سر و شکل کمدی به خود گرفته است و تاثیر آن اپیزود آغازین فوق‌العاده را هم از بین خواهد برد و در پایان جدای از داستان روایی قوی دو قسمت ابتدایی و تحسین برانگیز آن باید در کنار طراحی صحنه و محیط عالی این مینی سریال به تیم بازیگری و به خصوص بازی کلیس بنگ در نقش دراکولا اشاره کرد. بنگ در قالب دراکولا، بسیار جذاب و پر ابهت است، بازی که بعد از مدت‌ها توانسته آن ابهتی که از دراکولا سراغ داشته‌ایم را به این شخصیت باز گرداند. دراکولای کلیس بنگ هم آن وحشتی که باید با خود به همراه داشته باشد را نمایش میدهد و هم آن ابهت خداگونه دراکولا را به تصویر کشیده است.

منبع: دنیای سینما

جمع‌بندی و ارزشگذاری

کارگردانی
بازیگری
فیلمنامه
موسیقی متن
جلوه‌های ویژه

نمره منتقد

«دراکولا» با شروعی همانند نسخه کلاسیک‌اش، داستانی ترسناک و بی‌نقص را از وحشت دراکولایی به تصویر میکشد، اما روایت استادانه مینی سریال BBC در قسمت اول و با داستانی متفاوت از کتاب برام استوکر فاصله میگیرد و در قسمت سوم با برداشتی آزاد از ورود دراکولا به عصر مدرن و پایانی نامناسب، تمام جذابیت دو قسمت ابتدایی خود را از بین میبرد. مینی سریال دراکولا که توسط خالقان شرلوک بازسازی شده است، اثباتی بر این ادعادست که بگذارید؛ کنت دراکولا در وحشت ویکتوریایی و شب‌های ترسناکش از زندگان تغذیه کند

User Rating: Be the first one !

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *