نقد فیلم John Wick: Chapter 3 – Parabellum (جان ویک: بخش سوم – پارابلوم)

پس از آنکه سانتینو دی آنتونیو تصمیم گرفت تا بر شیطان از پشت خنجر بزند و جایزه قابل توجه‌ای برای کشتن جان ویک و به خون‌خواهی خواهر خود ترتیب بدهد، سرنوشت جاناتان ویک دچار تغییری اساسی شد، جایی که جان ویک به دنبال دی آنتونیو، یکی از افراد بلند پایه از کمیته جنایی افتاد و در نهایت او را در هتل کانتینیتال شهر نیویورک پیدا کرد و برخلاف تمام قوانین و با شلیک تیر خلاص، به زندگی یکی از اعضای بلند پایه سازمان جنایی را در هتلی که قرار بود در آن هیچ خونی ریخته نشود، پایان داد. پایان فیلم «جان ویک: بخش دوم» همراه با فسخ شدن تمام اعتبار جان ویک در این سندیکا بود و اکنون او یک شخص مهم میباشد، شخصی که برای کشته‌ی او جایزه چهارده میلیون دلاری تعیین شده است.

جان ویک: بخش سوم – پارابلوم (۲۰۱۹)

[box type=”info” align=”alignright” class=”” width=”480px”]اکشن، جنایی، رازآلود | ۲ ساعت و ۱۱ دقیقه | دارای خشونت[/box]

[box type=”info” align=”alignright” class=”” width=”480px”]کارگردان: چاد استاهلسکی | نویسندگان: دریک کولستاد، کریس کالینز، شی هاتن[/box]

[box type=”info” align=”alignright” class=”” width=”480px”]بازیگران: کیانو ریوز، هالی بری، لارنس فیشبرن، ایان مک‌شین، هیرویوکی سانادا[/box]

شروع «جان ویک: بخش سوم – پارابلوم» همراه با اجرای حکم مرگ است، فیلم دقیقا از همان دقایق و ساعات اجرای حکم آغاز میشود و جان ویکی را نشان میدهد که تنها یک ساعت زمان دارد تا به تاریکی مطلق برود و در زیر هیچ نوری دیده نشود. در این مسیر اگر کسی او را دیده باشد و به او کمک کند، خائن محسوب میشود و باید توسط کمیته مجازات گردد. سرنوشت جان ویک این است که تنها فرار کند، او ابتدا به کتابخانه ملی میرود و وسایلی که برای روزی خاص در نظر گرفته بود را از دل یک کتاب قدیمی بیرون میکشد، سپس اکشن چاد استاهلسکی آغاز میشود. اکشن سریع، پربرخورد و خشنی که اینبار طیف نورپردازی کارگردان فیلم که از نسخه قبلی ادامه پیدا کرده است، به جذاببت سکانس‌‌های اکشن تعقیب و گریز فیلم می‌افزاید. فیلم به جایی میرود که نویسنده اثر، درک کولستاد، ما را با گذشته، نام و جایی که جان ویک به قاتلی حرفه‌ای تبدیل شده است آشنا میکند، اینکه او از بلاروس می‌آید و تحت تعلیم یک سازمان مخفی روس و آموزش مهارت‌های دفاع شخصی، به قاتلی مهار ناپذیر تبدیل شده است. هدف جان ویک پس از طرد شدن و جایزه چهارده میلیون دلاری، رسیدن به نقطه بالای هرم است، جایی که بزرگان کمیته جنایی فعال هستند، کسانی که قدرتمند هستند و سازمان بسیار بزرگی را مدیریت میکنند. جان به دنبال آن است تا از آن‌ها فرصت دوباره بخواهد، اینکه به او شانس دیگری بدهند و در این مسیر، او جهانگردی خود را آغاز میکند.

پارابلوم که در زمان لاتین به معنای آغاز جنگ است، در حقیقت به جنگی اشاره دارد که جان ویک نه در نسخه اول و دوم، بلکه در نسخه سوم و در نسخه چهارم به اوج خود خواهند رساند. کارگردانی فیلم بار دیگر توسط چاد استاهلسکی، کارگردان نسخه قبلی انجام شده و از همان فرمت و انسجام روایی در بخش‌های اکشن و پردازش داستانی برخوردار است. شاید نسخه سوم نسبت به نسخه دوم از جذابیت روایی و پرهیجانی برخوردار است، اما به جهت خلق یک جهان بزرگ جنایی و پر از قاتل‌های رنگارنگ، جان ویک: قسمت سوم، همچنان جذاب و لذت بخش است. در این قسمت، استاهلسکی علاوه بر اکشن‌های سریع و پربرخورد و خشن، توجه ویژه و بیشتری به نورپردازی داشته است و بازی رنگ‌ها و فضاسازی قوی‌تر پارابلوم، چشم‌نوازتر از نسخه قبلی میباشد. همانطور که بالاتر اشاره شد، نسخه جدید از مجموعه جان ویک، بر فاز جهان شمول بودن خود یا روایت داستانی خارج از شهر نیویورک و نشان دادن بزرگی سندیکای جنایی و سازمان یافته ویک اشاره دارد. جایی که با هتل‌های کانتینیتال بیشتری از جمله مراکش (کازابلانکا) آشنا میشویم و همچنین با قدرت رئسای کمیته جنایی و همچنین شخص منتصب شده‌ی آن‌ها، یعنی «حکم صادرکننده» (با بازی سرد و بسیار خوب، اشیا کیت دیلون) نیز آشنا میشویم.

در سوی دیگر داستان، «جان ویک: بخش سوم – پارابلوم» به فرمت نسخه‌‌ای از آثار ژاپنی و ادای دین شاگردان به استادها در نبردهای تن به تن در آمده است، جایی که در مبارزات، به جان ویک و شکست ناپذیریش احترام گذاشته میشود و مبارزه با او را افتخاری میداند که نصیبشان شده است

اکشن‌های این قسمت از جان ویک، از تنوع بیشتری برخوردار است، از نبرد در خیابان و با موتور گرفته تا اسب سواری و حتی یک نبرد خشن و دیوانه‌وار اکشن در کازابلانکا، جایی که این بار سگ‌ها، خود قاتلان جدید فیلم میشوند. در نسخه قبلی این مجموعه شاهد اضافه شدن، لارنس فیشبرن بودیم، بازیگر و دوست قدیمی کیانو ریوز از مجموعه «ماتریکس». استاهلسکی با توجه به فیلمنامه کولستاد، شخصیت جدیدی به فیلم جان ویک اضافه کرده است، بازیگری که شاید این روزها کمتر او را در قامت فیلم های اکشن و پرطرفدار سینما ببینیم، هالی بری یکی دیگر از ستاره‌های جهان ویک است که در نقش مدیر هتل کانتینیتال کازابلانکا ایفا نقش میکنند، شخصیت او برخلاف جان ویک، دو سگ شکاری دارد و همچنین یک مادر بسیار فداکار است. دیالوگ بین این دو شخصیت، اگرچه در ابتدا با تهدید به مرگ و ترس است، اما با ادامه‌ی صمیمی‌تر و همراه با پیوند خونی میشود، گذشته‌ای که ویک و سوفیا را به دوران قبل از آشنایی جاناتان با هلن باز میگرداند. به طور کلی، فیلمنامه پارابلوم تا حد بسیاری سعی کرده است تا در نسخه سوم، مخاطبان این مجموعه را با گذشته جان ویک بیشتر آشنا کند و جهان این کارکتر را گسترش بیشتری دهد.

در سوی دیگر داستان، جان ویک: بخش سوم – پارابلوم به فرمت نسخه‌‌ای از آثار ژاپنی و ادای دین شاگردان به استادها در نبردهای تن به تن در آمده است. جایی که در مبارزات، به جان ویک و شکست ناپذیریش احترام گذاشته میشود و مبارزه با او را افتخاری میداند که نصیبشان شده است، اما در عین حال، این تعداد افراد، قصد جان ضدقهرمان داستان را دارند و هدفشان به پایان رساندن ماموریت اوست. البته چاد استاهلسکی از فیلمنامه کولستاد استفاده کرده است و جان ویک را به نقطه جدیدی رسانده است، اینکه قسمت سوم دقیقا از پایان نسخه دوم آغاز میشود و در پارابلوم با قاتلی همراه میشویم که خسته از نبردهای پی در پی است و همچنین رکورد و وضعیت شکست ناپذر بودنش نیز دیگر همانند سابق نیست، جایی که استاهلسکی سعی میکند تا جان ویکی را معرفی کند که میشود شکست داد و میتوان او را کشت. در یکی از سکانس‌های فیلم، چند مبارز به سبک نینجا و در خانه‌ای شیشه‌ای از هتل کانتینیتال نیویورک، جان ویک را با مبارزات خود به دام می‌اندازند و میتوان آسیب‌پذیری این ضدقهرمان را لمس کرد، جایی که شاید به نظر میرسد، جان ویک به آخر خط رسیده است. ترکیب جان ویک خسته و همچنین شکست پذیر، یکی از نقاط جدید فیلمنامه‌ی کولستاد است که به شکل بسیار خوبی توسط کارگردان فیلم روایت شده است.

«جان ویک: بخش سوم – پارابلوم» یک قدم رو به جلو برای جهان این کارکتر و سندیکای جنایی و قاتلان حرفه‌ای این جهان میباشد. در این نسخه با بزرگی این سازمان بیشتر آشنا میشویم و اگر در قسمت قبلی متصور بودید که کارکتر پادشاه باوری و سازمان بزرگ زیر زمینی‌اش به شکل خارق العاده‌ای قدرتمند است و جان ویکی که از آن‌ها کمک خواسته، تسخیر ناپذیر است، باید گفت که اشتباه کرده‌اید، چرا این سازمان زیرزمینی نیز سوال میرود و تا حد بسیاری توسط فرستاده کمیته رئسا از بین میرود. همچنین در بسط این جهان، ما با شکل و صورت دیگر این جهان و به طور مثال در کازابلانکا آشنا میشویم و البته جان ویک به خانه‌ی قدیمی خود سر میزد و ملیت بلاروسی او با نام حقیقی، «جاردانی یوونویچ» نیز نشان داده میشود. جان ویک: بخش سوم، همچنان فیلمی سراسر اکشن است، این عنوان همانند نسخه قبلی خود از بار درام جهت داستان‌گویی استفاده میکند و حتی جهت بسط این جهان، کمی این داستان‌گویی‌ها را بیشتر میکند اما اکشن‌های آن، همچنان بینظیر، جذاب و خشن میباشد، مخصوصا اینکه دیگر جان ویک، نمیتواند تنها با شلیک یک گلوله به سر دشمنانش (هد شات)، آن‌ها را از پای در بیاورد و اینبار تجهیزات دشمنان ضدقهرمان داستان پیشرفت قابل توجه‌ای داشته است و آقای ویک به سلاح‌ها و خرج گلوله‌های بیشتری نیاز دارد. تنوع سکانس‌های اکشن از دیگر نقاط قوت فیلم است که با نورپردازی خاص این جهان جنایی، به سبک فیلم‌های هنری ساخته شده که بدون شک تاثیر به مراتب بیشتری در کلیت ساختار فیلم میگذارد. اکشن‌هایی که در استفاده‌ی خلاقانه‌ای، اینبار به شکل همکاری یا کو-آپ طراحی شده است، پارابلوم اینبار اکشن‌های خود را به شکلی روایت میکند که جان ویک در کنار دوستان خود قرار میگیرد، یکبار در کنار «سوفیا» و بار دیگر در کنار متصدی به ظاهر آرام و مهربان هتل کانتینیتال، «شارون».

«پارابلوم» اثری دیدنی، لذت‌بخش و با کارگردانی بسیار خوب است که مخاطب را با لحظاتی پرهیجان سرگرم میکند، از آن دسته آثاری که در تمام لحظات فیلم، گذر زمان را احساس نمیکنید

پایان‌بندی پارابلوم به گونه‌ای بوده است که دیگر جنگ واقعی معنا پیدا میکند. در پایان نسخه دوم، شاهد طرد شدن جان ویک بودیم، جایی که همه به دنبال او بودند تا با کشتن او، چهارده میلیون دلار بدست آوردند اما در پایان نسخه سوم، جان ویک، بار دیگر به دوستان خود وفادار میشود و پس از کمک به آن‌ها، به او خیانت میشود و البته جاناتان ویک زنده میماند و اکنون انتقام‌جوی داستان خواهد بود. او انتقام خواهد گرفت، آن هم از کسانی که به او خیانت کرده‌اند و احتمالا از کسانی که این جریان و چرخه را به راه انداخته‌اند. پایان پارابلوم یادآور میشود که برای پایان دادن به یک جریان و داستانی، باید سر مار را برید. اگر در سه قسمت از جهان ویک، هدف بسط و توضیح بیشتر نسبت به ساختار و طبقات این سازمان بوده است، اکنون دیگر نبرد و کشتار از یک فرد پناهنده شده به هتل کانتینیتال یا بقا گذشته است، آنچه چیزی که میشود از نسخه چهام و احتمالا پایانی مجموعه جان ویک، انتظار داشت، یک جنگ تمام عیار است که میتواند به پایان این سازمان جنایی ختم شود. جایی که همانطور که جان ویک با انجام عملیاتی ناممکن توانست خود را از این جهان خارج کند، بار دیگر بعنوان همان هویت «بابایاگا»‌ی خود باز خواهد گشت و کل سیستم و سازمان را به همراه رئسایش از بین خواهد برد.

بدون شک «پارابلوم»، اثری دیدنی برای عاشقان ژانر اکشن میباشد و همچنین این فیلم را میتوان بعنوان اثری شناخت که تا سه‌گانه‌ی خود هرگز دچار افت یا به سرنوشت آثاری همچون؛ «ربوده شده» دچار نشده است و از مسیر روایی خود فاصله نگرفته است. البته میتوان این ضعف را به نسخه سوم وارد کرد که با برداشتن گام‌های بسیار بلند و بزرگ ساختاری از نسخه ابتدایی به نسخه دوم، انتظار میرفت با نسخه سوم تا حدی دیوانه‌وارتر و شاید افراطی‌تر روبرو میشدیم اما استاهلسکی، همچنان همان فرمت را حفظ کرده است و جهان ویک را در مرز بین واقعیت و اکشن باور ناپذیر نگه داشته است و همین سبب شده تا جان ویک: بخش سوم تکراری از فرمول موفق نسخه پیشین خود باشد. در هر حال، پارابلوم اثری دیدنی، لذت‌بخش و با کارگردانی بسیار خوب است که مخاطب را با لحظاتی پرهیجان سرگرم میکند، از آن دسته آثاری که در تمام لحظات فیلم، گذر زمان را احساس نمیکنید و سکانس پایانی فیلم و چهره خون‌آلود کیانو ریوز در نقش جان ویک، شما را از پایان یک اثر بسیار خوب اکشن ناراحت میکند، اینکه کارگردانی اعتیادآور استاهلسکی، اکشن‌های پایان ناپذیری را طلب میکند، اکشن‌هایی زیبا و جذابی که گویا دوست ندارید هرگز تمام شود.

منبع: دنیای سینما
حسین بوذری

حسین بوذری

سردبیر وبسایت دنیای سینما

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *