خانه / مقالات / سینماشناسی / جدال امپرسیونیسم در غایت یک جهان سورئال

جدال امپرسیونیسم در غایت یک جهان سورئال

«رویاها»، به مثابه یک خواب شگفتی‌آور و به همان مقیاس زیبا بود. فیلم، شروع شد و در آغاز با چشمان بسته به آن خیره شده، و دیری نپایید که تلالو-اش در من دمید. نمیتوانم بگویم چه اندازه شیرینی‌اش بر کامم ماند و از آن لحظه خواب بوده‌ام یا بیدار؟ مست یا هوشیار؟ هر چه که بوده‌ام در آن لحظه پسر بچه‌ای بنام «کوروساوا» را تجسم کردم، به بیانی روشن‌تر پنداری او بودم. پسر بچه‌ای که در اقیانوسی از احساسات غرق شده و هرگز در آن شنا نکرده، اما با این حال اطرافم را جلبک‌ها و گیاهان دریایی رنگارنگ احاطه کرده‌اند، حال من چه حسی داشتم؟ ترسیده بودم یا کنجکاوی توام با خیزش جنبنده‌ی عمیقا برون‌گرایی وجودم را به تاراج آفرینش رنگ‌ها برده است؟ به خودم آمدم. باید میفهمیدم که اینجا کجاست، از درون جلبک‌ها گذر کردم و به درون کولاکی عظیم قدمرو گشتم.

از سرما یخ زده بودم، من سفر کرده و تلویحا منجمد با آخرین نفس‌های یخ زده‌ام سر به آسمان بردم و فریاد زدم اینجا کجاست؟ صدایی از میان ابرها چنین پاسخم داد که تو در رویاهای من هستی! در بیداری خواب میدیدم اما خوابی که از آن من نبود، خواب فرد دیگری که بیداری‌ام را به یغما روانه کرده و برای ۱۱۹ دقیقه رنگ هستی‌ام را چنین تغییر داد. «رویاها» مرا یادآور شد که یک اثر هنری پیش از هر چیز یک رویاست، و هنرمندش پروردگاری بی‌رحم که مغز ما را به اسارت تصاویر و رنگ‌ها در می‌آورد. برای مثال نقاشی را متصور شوید که تابلویی کشیده و نشان ما میدهدش، اجزای آن چیست؟ یک مرد و یک طبیعت، اینجا اگر نظاره‌گر به نقاشی دقت کند، برای لحظه‌ای هم جزئی از نقاشی شده؛ پس میشود اجزای آن را اینگونه شمرد،”مرد طبیعت و نظاره‌گر آن نقاشی!” در رویایی که دیده‌ام، اپیزود تونل مصداقیست بارز. از آنجا هم حس ترس به یقین نمایان است و هم مردگانی که مرگ‌شان را باور ندارند؛ و هم زندگانی که با وجدان‌شان پیکار سختی را در پیش گرفته‌اند. وقتی آنجا بودم صدایی از من پرسید آیا تو اینجا نیستی؟ و من از تو که نظاره‌گر نوشته ی من هستی میپرسم آیا تو نمیتوانی به سبب چگونگی این رویا اندکی از آن باشی؟

اما پرسش کمرشکن که اندیشه‌ من و هر شخص دیگری را رگ به رگ سازد این است که چگونه رویای فرد دیگر میتواند تبدیل به رویای ما شود؟ اثر کوروساوا از حیث رویاگونه بودن نه تنها تونل، بلکه در یکایک اپیزودهایش هم وزن نقاشی‌ست. هنرمند زیرک، تخیل و رویاهایش را در این اثر به نحوی نقاشی کرده که شاید مخاطب بداند اینها واقعی نیستند، ولیکن بتواند با آن‌ها همذات پنداری کند یا بهتر است بگویم به قدری خوب از روزنه دوربین فضای رویاگونه را مصور کرده و کاربلد است که صرفا، تماشای تصاویرش مخاطب را مجذوب خود کند؛ حتی اگر معنا را متوجه نشود و البته برگ برنده‌ی فیلمساز در اینجا فضاسازی شاخص‌اش نیز میباشد، به قدری این فضاسازی در خدمت بستر کار شده که چنان بیننده را تحت تاثیر قرار میدهد که به دنبال کودک ابتدای اثر که در جنگلی از شگفتی‌ها رها شده و با کنجکاوی میدود همراه شود.

پس با این حساب رویاها، پیش از هر چیز یک رویاست. رویاهای فردی که پیش‌تر آن را زیست کرده و به خوبی قادر است کلکسیونی از احساس و ناخودآگاه زیست خویش و نیز جوهره‌ی خود با دریچه ذهن مخاطب هماهنگ سازد. هنرمند دغدغه و تخیلات خودش را به نحوی نقاشی کرده که مخاطب نتواند رنگ و روغن‌های نقاشی وی را تافته جدا بافته از زندگی واقعی بداند که این اثر شگفت‌آور پرتره‌ی شخصی شخص کوروساوا است (هرچه دلت میخواهد بساز). در تقابل با یک جهان سورئال، همیشه اولین توصیفی که خوانده‌ایم، شنیده‌ایم یا داشته‌ایم رویا بوده است. اما به راستی بیایید در این راستا ببینیم که رویا به چه معناست؟

تصویر ۱

در مصداقی عینی و در تصویر ۱ از «نقاشی وضعیت انسانی رنه ماگریت»، رویا چیزی‌ست که انسان خواهان رویارویی با آن است و از آنجایی که ممکن است وجودیت نداشته باشد تجسمش میکند. حال بیایید به درون رنگ و لعاب نقاشی رویم و راه ورود به آن جواب دادن پرسشی است که سوالش اینگونه طرح میشود؛ “آیا طبیعت این تابلو را کشیده یا این تابلو طبیعت را ؟” هیچکدام، این را ماگریت کشیده. حال شاهد یک نقاشی تابلو در تابلو هستیم و اینجا یک سوال دیگر پدید می‌آید که آیا طبیعت پشت سر، با نقاشی تابلو یکسان است؟ از حیث نوع انطباق تابلو میشود این برداشت را داشت اما دقت کنید که اگر ما سی درجه به این تابلوی درون نقاشی چرخشی القا کنیم و یا اگر آنجا باشیم و حرکت کنیم، این انطباق از دست میرود به بیانی نقاش، قصد داشته تنها این زاویه و این انطباق را به ثبت برساند پس این زاویه‌ی انتخاب شده چنان دلالت دارد که نقاشی مشخصا دارد به ما دروغ میگوید و تقارنی در تصویر پسِ بوم با روی آن نیست و این یکسانی تنها برای این زاویه دید دیکته شده‌ی ما خلق شده که این مسئله به تنهایی تداعی‌گر معنای رویاست!

حال که یک انحراف از مسیر سفر داشته‌ایم، بگذارید به مسیر اصلی‌مان بازگردیم؛ مسیر سفر به “فیلم شگفت‌انگیز آکیرا کوراساوا”. در تصویر ۲ و در قابی از فیلم «رویاها» ساخته آکیرا کوراساوا، این سوال طرح میشود که، فیلم کوروساوا چگونه ‌اثری‌ست؟ چه رنگ‌هایی در آن بکار رفته؟ چه اجزایی پیکر عریان آن را بنا میسازد؟ فیلم کوروساوا ماهیتی سورئال دارد، پر است از تخیل‌ها، از فرا واقعیت‌ها، از رویاها، مملو از ناممکن‌ها. سورئال کوروساوا چیزی نیست جز بشریت پر از تضاد! برای ورود به فیلم کوروساوا پرسشی مانع است و آن پرسش این است “بشریت فیلم را ساخته یا فیلم بشریت را؟” هیچکدام! این فیلم را کوروساوا ساخته است، حال میپرسید چگونه؟ بی‌تردید با دوربینش این‌ها را نقاشی کرده است. این تضادها را میگویم، چگونه تضادهایی؟

تصویر ۲

تصویر ۳ و ۴ دو نقاشی یکی سورئال و یکی آبستره، (جهت مشاهده تصویر ۳ کلیک کنید) تضادهایی چون نقاشی دالی ظاهری شلوغ و کلیتی فراواقعی دارد، اما چون یک نقاشی امپرسیونیسم در نمایان کردن این تضادها از رنگ‌های با سلیقه‌ای استفاده شده است. در چند اپیزود اثر ما حرکات عجیب بشر را میبینیم که پیامد‌های جالبی ندارد؛ جنگ، خرافات، نابود کردن طبیعت و … و در این میان کاراکترهای مشترکی سر گردانند. کودکی که در اپیزود اول، قربانی اعتقادات و اشتباهات بزرگترها شده است، یا شاهد کاراکتر اصلی مشترک در دو اپیزود ون گوک و روستای آسیاب هستیم که روح آرامی دارد و در پی کشف حقیقت، فارغ از اشتباهات هم نوعان خویش است و کاراکتر فرمانده در تونل که در اپیزود شیطان غمگین به عذاب محکوم است. یکجورهایی برای تاکید روی تضاد از شباهت هم استفاده شده است. تضادهایی که به وضوح تداعی‌گر کلیت تابلوی دالی هستند. تابلویی که هم زشت است و هم زیباست. زیبایی را وامدار زشتی است که اگر زشتی را از آن حذف کنیم دیدنش بس دشوار است چرا که در جهان سوررئال این دو با یکدیگر کار میکنند‌.

تصویر ۴

زندگانی از دیده‌ی کوروساوا یک سورئال زیباست؛ باری که هستی به دوش میکشد، جهان زیباست و زشتی‌ها جزئی از این زیبایی، زیرا هستی با تنوع بنا شده و سرپا مانده‌ست‌. فیلم، ترس‌ها و امیدها و جنگ با وجدان و رهایی را همزمان نمایان گردانده و نحوه‌ی نمایان کردنش چون این نقاشی آبستره رنگارنگ است؛ یکی طرف با رنگ سرد و دیگری طرف با رنگ گرم و حاصل تلاقی این دو وجه چیزی نیست جز جدال امپرسیونیسم در غایت یک جهان سورئال، دریایی که رود رویاها در آن سرازیر گشته و ظاهرش را جدال امپرسیونیسم پوشانده نگاه داشته است. یکی از سکانس‌های پر حاشیه‌ی اثر حضور اسکورسیزی در قالب ون گوگ است، اسکورسیزی در ساخت فیلم مشهورش «راننده تاکسی» همواره از فرم امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم الگو گرفته و ون گوگ نقاشی است که همواره بعنوان سرچشمه امپرسیونیسم شناخته شده است. وظیفه‌ی امپرسیونیسم در هنر به تصویر کشیدن حس‌ها و تصاویر گنگ و مبهم از خاطراتی از گذشته و یا صحنه‌ای حس برانگیز و نوستالژیک است؛ که با ضربه قلموهای محو و تار به آن حالتی غیرواقعی و خاطره گونه داده میشود. آیا میتوان صحنه‌هایی که کودکی فرد را نشان میدهد در میان آن باغ‌های زیبای ژاپنی، ساحتی از فرم امپرسیونیسم دانست و حتی آن صحنه‌هایی که کاراکتر در میان نقاشی‌های ونگوگ حرکت میکند چطور؟ بنظر این چنین است، یک بک گراند اکسپرسیونیسم و یک کارکتر رئال اما کلیتی سورئال و این است شمایل رویای کوروساوا!

این صحنه غیر قابل باور بود، بنظر میرسد که صحنه‌ی نقاشی هرگز نقاشی نمیشود و زمان بسیاری را در جلو صرف میکنی اما خود طبیعت زیبایی زیادی دارد و وقتی زیبایی طبیعت وجود دارد، از خود بی‌خود میشویم. و بعد از آن مانند رویاها صحنه خودش نقاشی میشود، و من این صحنه را تجزیه میکنم و هنگامی که کارم به اتمام رسید، صحنه کامل به نظر میرسد و اما سخت است که درونم نگه دارمش، بنابراین چکار باید کرد؟ همانند لوکوموتیو عمل کرد. این دیالوگ از فیلم «رویاها» به وضوح یادآور دو نقل قول از جکسن پولاک است:

در آثار من هيچ چيز تصادفى نيست، من جريان نقاشى را كنترل میكنم

وقتى دارم اثری خلق میكنم، نمیدانم دارم چه كار میكنم

اما منظور چیست؟ پولاک میگوید هنر یعنی خلق در مرز خودآگاه و ناخودآگاه. ناخوداگاه آن لحظه‌ای است که به چیزی جز هنر فکر نمیکنید و خودآگاه زمانی است که تنها به کشیدن فکر میکنید. وقتی میخواهید نقاشی کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ خب بین این‌ها تعادل ایجاد خواهد شد؛ خودآگاهت قلم دست گرفتنت است و ناخودآگاهت فرستنده‌ای است که تصاویری را با ذهنت مخابره میکند و این فرمولی است که کوروساوا برای خلق «رویاها» به آن رسیده. حال، این مهم را به وضوح در اثر شرح میدهد اثری که پرتره شخصی اوست.

منبع: دنیای سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *