خانه / مقالات / یادداشتی بر فیلم «اولین اصلاح شده» به کارگردانی پل شریدر / یک بحران حاد معنوی-اگزیستانسیالیستی

یادداشتی بر فیلم «اولین اصلاح شده» به کارگردانی پل شریدر / یک بحران حاد معنوی-اگزیستانسیالیستی

پل شریدر یکی از معدود فیلمسازان سینمای هالیوود است که به شدت تحت تاثیر سینمای هنری اروپا و آسیا بوده و همچنان پس از گذشت سال‌ها، به دغدغه اصلی خویش یعنی سینمای استعلایی وفادار مانده و در مسیر استادان فقید خود حرکت میکند؛ «برسون»، «برگمان»، «درایر»، «ازو» و تا حدودی «تارکوفسکی». هنوز که هنوز است عشق و احترام او به آثار این بزرگان در فیلم‌هایش هویداست. دو سال پیش، او با فیلم «اولین اصلاح شده» مجددا سبک بصری منحصر به فردش را به تصویر میکشد.

فضای برسونی فیلم از همان ابتدا پیش روی مخاطب آشنا، خودنمایی میکند. شهری کوچک و یک کلیسا با کاراکتر اول کشیش که پیش از همه چیز تداعی گر دو شاهکار تاریخ سینماست؛ خاطرات کشیش روستا اثر برسون و نور زمستانی ساخته برگمان .به همه این‌ها، فضای سرد، بی‌روح، یخ‌زده و متروک فیلم را هم اضافه کنید. محتوای فیلم تاکنون دست مایه آثار بسیاری بوده است؛ از جمله دو فیلمی که پیش‌تر ذکر شد .کشیشی که در یک بحران معنوی-اگزیستانسیالیستی قرار گرفته و ایمانش متزلزل شده است؛ گویی خدا هم سکوت کرده است و او را یاری نمیدهد، اما شریدر به زیرکی این درون مایه آشنا را با شرایط روز جهان تطبیق داده، بروز کرده و تلاشش بر این بوده تا داستانی نو روایت کند. او پای معضل محیط زیست را به میان میکشد که بحران قرن بیست و یکم است؛ سمبل مدرنیسم قرن بیست و یک و تلویحا به مخاطب القا میکند که این تجدد ظاهری جهان، “ایمان” و “معنا” را به تباهی کشانده است و کاراکتر کشیش تنها نماینده میلیون‌ها انسانی‌ست که در این عصر به لغزش افتاده‌اند و هر کدام قربانی این امر شده‌اند، به ویژه که به روایت فیلم او از ارتش بازگشته است.

و قربانی دیگر این ماجرا، مری همسر مایکل (فعال محیط زیست) است که با از دست دادن شوهرش، به نوعی خلا روحی میرسد. خودکشی مایکل هم از دیگر تبعات این جنون بی‌معنایی جهان جدید است. رخداد نامبارکی که پیش درآمد اتفاقات شوم بعدی‌ست که از قضا آن‌ها درون انسان‌ها رخ میدهند. فیلم در نهایت عشق را تنها راه نجات میداند. عشقی که با یک ایمان نو گره خورده است؛ ایمانی نه از جنس کاریکاتوروار کشیش‌ها و مالکان اصلی آن کلیسا، بلکه از نوع حقیقی و معصومانه همسر مارک و اوست که میتواند در لحظات پایانی کشیش را از خودکشی و سقوط برهاند، حتی به نظر میرسد نام این زن هم عامدانه انتخاب شده است، «مری».

شریدر میخواهد از احساس گرایی بیش از حد مخاطب جلوگیری کند و از همین روست که از کلوزآپ خیلی کم استفاده میکند، دوربینش نقش روایی به آن شکل مرسوم هالیوودی ندارد، نماها اغلب طولانی هستند، نقاط عطف زیادی در فیلم وجود ندارد، نقش دراماتیک موزیک متن نیز حذف شده و بازی‌ها هم زیرپوستی‌اند؛ تمام تلاش فیلمساز بر آن بوده تا با رویکردی پدیدار شناسانه، مخاطب از آن چه میبیند به جهانی والاتر و ورای فیلم راه یابد و همان گونه که از نام این سبک پیداست (استعلایی)، او را به تعالی برساند.

منبع: دنیای سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *