خانه / سینما و تلویزیون / نقد فیلم Triple Frontier (مرز سه‌گانه)

نقد فیلم Triple Frontier (مرز سه‌گانه)

در حالی که سینما بیش از گذشته در تسخیر ابرقهرمان‌ها میباشد و ببیندگان سینما، بیشتر از هر زمان دیگری به حضور ناجی و قیام آن‌ها علیه تمام مشکلات جهان و تهدیدهای مهم خارجی (همانند بیگانه‌هایی همچون؛ تانوس، استپن‌ولف و اوشن مستر) احساس نیاز میکنند، سینما کمتر رنگ و بوی آثاری همانند «جان ویک»، «رامبو» و بیشتر آثار اکشن اورجینال را به خود دیده است. نبوغ فیلمنامه نویسی، یکی از مشکلات بزرگ حال حاضر سینما محسوب میشود، جایی که بازیگران بزرگ و مشهوری همانند آل پاچینو و رابرت دنیرو با فیلمنامه‌های متوسط و ضعیف حاضر به ایفای نقش میشوند و استودیوهای فیلمسازی نیز دست بازسازی آثار موفق گذشته یا ساخت ادامه‌ای بر آن‌‌ها میزنند که در اکثریت موارد، منجر به شکست و نابودی تمام خاطرات خوش و زیبای گذشته میشود و از این لیست فاجعه‌بار میتوان به نسخه‌های اخیر «ترمیناتور» اشاره کرد.

مرز سه‌گانه (۲۰۱۹)
اکشن، جنایی، ماجراجویانه | ۲ ساعت و ۵ دقیقه | دارای خشونت
کارگردان: جی. سی. چندور | نویسنده: جی. سی. چندور
بازیگران: اسکار آیزاک، بن افلک، پدرو پاسکال، چارلی هونام، گرت هدلند

در میان تغییر سلیقه‌ی مخاطبان و سینماروها، همچنان فیلم‌هایی با فیلمنامه‌ی اورجینال ساخته میشود، آن‌هایی که یا اقتباس از رمانی ادبی هستند یا اینکه نویسنده‌ی باهوش و خوش سلیقه‌ی آن، با ترکیب چند المان دست به ساخت چیز جدید و تاثیرگذاری زده است. فیلم‌هایی همچون؛ «موروثی»، «یک مکان ساکت»، «جعبه پرنده» و «نابودی» از جمله آثاری هستند که با سلیقه‌ی خوب نویسندگان خود، به مراتب و تاثیرگذاری بسیار خوبی رسیده‌اند. در میان این لیست، دو اثر متعلق به شبکه استریم نتفلیکس میباشد. شبکه‌ای که روز به روز با ساخت سریال و آثار اورجینال در تلاش است تا مخاطبان بیشتری جذب و سرمایه‌ی بیشتری برای ساخت سریال‌ و فیلم‌های خود کسب کند. در مسیر ساخت آثار اورجینال، جی. سی. چندور که بیشتر با درام جنایی، «یک سال بسیار خشن» شناخته میشود، دست به ساخت اثری اکشن و پرستاره با عنوان «مرز سه‌گانه» زده است. جهت آشنایی بیشتر، باید چندور را کارگردان و نویسنده‌ای قابل تحسین برای فیلم یک سال بسیار خشن دانست. فیلم که داستان صلح و خشونت را به نمایش میگذارد، اثری بسیار دیدنی که اسکار آیزاک و جسیکا چیستن در آن به ایفای نقش میپردازند. اما جدیدترین ساخته‌ی چندور نیز اثری به نویسندگی و کارگردانی خود اوست که با گروهی از ستارگان مرد اکشن ساخته شده است .مرز سه‌گانه مربوط به منقطه و مکانی است که در بین سه کشور، آرژانتین، اوروگوئه و برزیل واقع شده است و داستان فیلم نیز به اتحاد دوباره دوستان قدیمی و دستبرد از سرکرده‌ی بزرگ از گروه کارتل مواد مخدر میباشد. فیلم در ابتدا از مکزیک آغاز میشود و سانتیاگو گارسیا (با بازی اسکار آیزاک) را در قالب ماموری مزدور و البته حرفه‌ای نشان میدهد که در نتیجه بازنشستگی از ارتش ایالات متحده و نبود امکانات و هزینه‌های کافی مالی مجبور به همکاری با پلیس و ارتش مکزیک در جهت مبارزه با گروه‌های کارتل شده است. در ادامه‌ی داستان و اکشن ابتدایی فیلم، متوجه میشویم که گارسیا با استفاده از مامور نفوذی خود، یووانا توانسته است، مکان دقیق رئیس مخوف گروه کارتل مکزیکی، «گابریل مارتین لورئا» را بزند. لورئا نه تنها به خشونت بلکه به جهت زندگی در ساختمانی از پول مشهور است. جایی که او زندگی میکند، در حقیقت همان اسکناس‌های پول است و پیدا کردن او نیز یعنی، دستگیری یکی از سرکرده‌های گروه مواد مخدر به همراه مقدار بی‌شماری از پول که متعلق به خود او و البته دوستانش میباشد.

نهایت پیگیری و مشخص شدن مکان لورئا منجر به تشکیل گروهی میشود که در نهایت به مسیر مکزیک و ساختمان مخفی میرسد، جایی که لورئا در آن سربازان شورشی خود را اعدام میکند و البته پول‌های بسیار بزرگی از هر تجارت را در آن انبار و ذخیره میکند. گروه گارسیا متشکل از تام دیویس ملقب به «ردفلای» با بازی بن افلک، ویلیام میلر ملقب به «کله‌آهنی» با بازی چارلی هونام، بن میلر با بازی گارلت هدلند و فرانسیسکو مورالیس ملقب به «گربه‌ماهی» با بازی پدرو پاسکال میباشد. هر یک از اعضای این گروه در زمینه‌ی خاصی مهارت داشته و داستان نیز حضور هر یک از آن‌ها را قانع کننده نشان میدهد. برادران میلر هر کدام بخاطر مشکلات مالی در این گروه حضور دارند، چرا که بن میلر برای زندگی بهتر، مجبور است تا در قفس مبارز کند و برادر بزرگترش نیز، موظف است تا با حضور در جلسات انگیزشی، سربازان ارتش را همچنان وفادار به ارتش و با انگیزه نگه دارد. در کنار این گروه، ردفلای را قرار دهید که از ارتشی‌های قدیمی بوده و در دوران خدمت خود در درجه بالا و موظف به طرح برنامه‌های حمله بوده است و به شکلی مغز متفکر عملیاتی بوده که به او محول میشده، اما رد فلای نیز از مشکلات شدید مالی رنج میبرد. او از همسرش جدا شده و وظیفه تامین هزینه‌های زندگی دخترش را برعهده گرفته است و در سوی دیگر در تلاش است تا با موفقیت در شغل خرید و فروش املاک مسیر زندگی خود را در خارج از دایره ارتش ادامه دهد و به موفقیت برسد. گارسیا گروهی را شکل میدهد که هر کدام انگیزه‌های مشخص و البته قابل درکی دارند، انگیزه‌هایی که برای نشان دادن آن، تا حد بسیاری فیلم را کند و از ریتم اکشن ابتداییش انداخته است. اما این تاخیر داستانی سبب میشود تا همه چیز در این دزدی جذاب به نظر برسد. گارسیا ایده‌ای مشخص دارد، او میخواهد تا با کمک دوستان خود به خانه‌ی لورئا حمله کند، او را بکشد و پول‌های او را بدزدد. گارسیا دست بر کارکترهایی گذاشته است که همگی دلیلی قانع کننده جهت حضور در این عملیات دارند، چرا که هر یک بازنسته هستند و زندگی صلح‌محور ناموفقی را انتخاب کرده‌اند. آن چیزی که در فیلمنامه و اثر چندور مشخص و واضح است، جابجایی و تعریف مجدد او از اثری اکشن میباشد. اینکه آثار اکشن تنها مربوط به سکانس‌هایی پرسروصدا نیست و میتواند به سختی راه و چالش‌هایی باشد که سبب غافلگیری گروه کوچکی از دوستان قدیمی میشود.

اگر متصور هستید که گردهمایی این گروه خشن و سریع تنها یک چالش عادی است، سخت در اشتباه هستید، مرز سه‌گانه در حقیقت همان ماموریت نظامی و خارج مرزی را به شکلی دیگر و در قالب اسکانس‌های پول برعهده‌ی کارکترهای خود گذاشته است

فیلم مرز سه‌گانه از گروه بازیگران مردی تشکیل شده که در میان آن‌ها تنها یک شخصیت زن و نفوذی دیده میشود و کلیت فیلم بر اساس چالش‌های مردانه‌ی داستانی میباشد. چندور فیلمنامه‌ی خوبی را به نگارش در آورده است، جایی که او نیم نگاهی به وضعیت نامناسب ارتشی‌های بازنشسته دارد و همچنین داستان زیاده‌خواهی و طمع را به سوال میگذارد. کلیت فیلم بسیار ساده به نظر میرسد، این گروه در کنار هم جمع میشوند و شاید کمتر از چند دقیقه دست به سرقت میزنند و با یک گشت بیشتر، لورئا را پیدا میکنند و سپس داستان در حالی که ساده و کاملا قابل پیش‌بینی طی میشود، داستان به چالش جدیدی وارد میشود، جایی که بار اضافه و سنگین هلیکوپتر و عبور این وسیله از کوه، سبب میشود تا کارکترهای داستان تصادفی بزرگ داشته باشند. نهایت کار این است که طمع و زیاده‌خواهی این گروه که هر یک مشکلات اقتصادی قابل توجه‌ای را مشاهده میکنند، به چالش کشیده میشوند. اکنون دشمن آن‌ها گروه‌های کارتل نمیباشد، بلکه حیات وحش و بومیان این منطقه هستند، موقعیت و جمعیتی که میتوانند عامل مرگ آن‌ها باشند. فیلم علاوه بر زمینه‌ی سخت و چالش‌های طبیعی با ساختاری همچون انتقام و مرگ‌های ناگهانی نیز ترکیب شده است و تعلیق کارگردانی چندور جذاب و دیدنی است. تعلیق و نمایش آن زمانی خود را بیش از هر زمانی نشان میدهد، که به نظر میرسد این گروه خشن و حرفه‌ای، هیچ مانعی بر سر راه خود ندارند و هیچ کس توانایی متوقف کردن آن‌ها را ندارد. این ویژگی سبب میشود تا داستان به سمت و سوی بسیار جذاب‌تری برود، جایی که مخاطب در مطمئن‌ترین نقطه و لحظه‌ی داستان با شوکی دیدنی مواجه میشود و این شوک بر کلیت داستان تاثیر بزرگی میگذارد.

تیم بازیگران فیلم که از چهره‌های مشهور سینما تشکیل شده و ترکیب بسیار خوبی را شکل داده‌اند. اسکار آیزاک بازیگر شماره اول این فیلم میباشد و ایفای نقش او یکی از آن نقاط برجسته و بسیار موفق فیلم است، در کنار بازی خوب اسکار آیزاک، حضور بن افلک و بازی در قالب شخصیتی که باید بزن‌بهادر و مدیر به نظر برسد، تماما با ساختار شخصیت‌پردازی او همخوانی دارد و در حقیقت نقش افلک به او کمک بسیاری در ایفای نقشش کرده است، به شکلی که شاید کمی تغییر در کارکتر افلک، بازی او را متفاوت و احتمالا متوسط نشان میداد، اما افلک اگرچه دقایق کمتری را برای به دست گرفتن سکانس‌ها برعهده گرفته، اما با این حال، در سکانس‌های مهم و پرتنش داستانی، خود را به خوبی نشان میدهد. در کنار آیزاک و افلک، بازی پدرو پاسکال نیز یکی از آن نقاط روشن فیلم است. پدرو پاسکال که به جهت ایفای نقش در سریال «نارکوس» با جو آثاری که مربوط به نبردهای برون مرزی و مبارزه با کارتل‌های مواد مخدر است، آشناست و این فیلم نیز با حضور او و نقشش بعنوان خلبانی تعلیق شده که به شکل قاچاقی در گروه حضور دارد، همخوانی دارد. در نگاه کلی؛ تیم بازیگران فیلم که متشکل از گروه بازنشستگان ارتش یا سارقان فیلم و چند بازیگر دیگر که شامل یک عامل نفوذی با بازی آدریا آرجونا میباشد، نقش‌های خود را به خوبی ایفا میکنند و نمیتوان ایرادی به کارکترها و بازی‌های آن‌ها گرفت. در کنار چالش‌های داستانی، بازی‌های خوب و البته تعلیق مناسب چندور (کارگردان و نویسنده)، این سوال مطرح میشود، که آیا فیلم «مرز سه‌گانه» یکی از بهترین ساخته‌های نتفلیکس محسوب میشود؟ آیا چندور اکشنی جذاب و دیوانه‌وار ساخته است؟

بدون شک، مرز سه‌گانه در روزهای مریض سینمای اکشن که هر ساله چند اثر خوب و درخور در آن دیده میشود، اثری بسیار قابل احترامی است و نتفلیکس نیز سرمایه‌گذاری بسیار خوبی انجام داده و مخاطبان این سرویس که سالانه هزینه‌ی قابل توجه‌ای برای این سرویس پرداخت میکنند، از مشاهده این اثر اورجینال راضی خواهند بود. اما مرز سه‌گانه با تمام نقاط برجسته و مثبت آن، نمیتوان اثری صرفا اکشن با زد و خورد بالا دانست. نوشته چندور شبیه به سیر یک داستان ماجراجویانه میباشد که دزدی تنها یک عاملی بر اتفاقات آینده‌ی آن میباشد. در مثالی قابل درک، میتواند به ماجراجویی‌های گروه یاران حلقه از فیلم «ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه» اشاره کرد. اگرچه آن فیلم در ژانر فانتزی دسته بندی میشود، اما یکی از زیرشاخه‌های مهم آن، زمینه‌ی ماجراجویانه آن است. جایی که نابودی حلقه و پیدا شدن آن، عاملی است تا این گروه سفری دیدنی برای نابودی آن طی کنند. در اینجا نیز، پول دزدیده شده، عاملی است که باید این گروه، محموله خود را به مقصد نهایی برسانند. در این سفر، این گروه چالش‌های طبیعی دارند، با گروهی از کارتل روبرو میشوند و همچنین با شرایطی ناخواسته نیز برخورد میکنند، اتفاقی که سبب میشود تا ناخواسته‌های این سفر به چیزی شبیه به از هم پاشیده شدن گروه یاران حلقه تبدیل شود. بنابراین اگر متصور هستید که گردهمایی این گروه خشن و سریع تنها یک چالش عادی است، سخت در اشتباه هستید، مرز سه‌گانه در حقیقت همان ماموریت نظامی و خارج مرزی را به شکلی دیگر و در قالب اسکانس‌های پول برعهده‌ی کارکترهای خود گذاشته است.

«مرز سه‌گانه» فیلمی‌ست که با کمی تغییر داستانی و شاید بسط بیشتر سکانس اکشن و نبرد گروه سارقان با خانه‌ی لورئا میتوانست بیشتر به اثری همچون؛ «روز سولدادو» و سری سیکاریو شبیه باشد و بیشتر اکشنی تمام عیاری باشد که مخاطبان آن، از شلیک هر گلوله‌ی آن لذتی مثال‌زدنی ببرند، اما نگارش و نبوغ چندور زمانی قابل تحسین است که برخلاف موج موفق و جواب پس داده حرکت میکند و نسخه سینمائی خود و داستان ویژه خودش را از سفر به مکزیک و درگیری با گروه‌های کارتل روایت میکند. در مرز سه‌گانه، حمله و دزدی، بسیار ساده و تمیز انجام میشود، همه چیز ساده و مختصر است، اما داستان چالش‌هایی اساسی برای مسیر ماجراجویانه خود در نظر گرفته است و ساخت این مسیر و روایت متفاوت چندور نسبت به آثار مطرح این روزهای سینما، همان نقطه‌ی تفاوت و قابل تحسینی است که سبب میشود تا فیلم پرستاره‌ی مرز سه‌گانه ارزش دیدن و تنها تکراری بر موضوعی تکراری و دیده شده نباشد. چندور نویسنده و کارگردان خوبی است و این ویژگی را در فیلم یک سال بسیار خشن نشان داده بود و اکنون نیز مرز سه‌گانه تکراری بر موفقیت سینمائی و توانایی او در نگارش و فیلمسازی میباشد. ساخته‌ی جدید چندور به جهت ترکیبی از چهره‌های مشهور سینمای اکشن، میتوانست به نسخه‌ی دیگری از اثر به شدت پاپ‌کورنی، «بی‌مصرف‌ها» تبدیل شود. فیلمی که صرفا بخاطر سکانس‌های اکشن و گردهمایی چند چهره مشهور از سینمای اکشن، از ارزش دیده شدن برخوردار است، اما این اتفاق برای چندور و مرز سه‌گانه رخ نمیدهد و فیلم با عقلانیت در داستان‌سرایی و پختگی جلو میرود و گاها پای خود را از انتظار مخاطب فراتر میگذارد و به ناگهان از ژانر اکشن و جنایی خود به سمت ماجراجویی دیدنی و بسیار سختی میرود که نهایت آن‌، با پایان‌بندی قابل توجه‌ای، مخاطب را راضی نگه میدارد. با توجه به پایان‌بندی فیلم مرز سه‌گانه و اتفاقی که شوک آن سبب میشود تا کلیت فیلم تحت شعاع آن قرار گیرد، عجیب نخواهد بود که نتفلیکس دستور ساخت نسخه دوم و ادامه‌ای بر فیلم چندور را صادر کند، فیلمی که بار دیگر جواب اعتماد و سرمایه‌گذاری‌های درست و بجای نتفلیکس را با کیفیتی مطلوب و پسندیده میدهد.

منبع: دنیای سینما

جمع‌بندی و ارزشگذاری

کارگردانی
بازیگری
فیلمنامه
موسیقی متن
جلوه‌های ویژه

نمره منتقد

«مرز سه‌گانه» جدیدترین فیلم اورجینال شبکه‌ی نتفلیکس و به نویسندگی و کارگردانی جی. سی. چندور میباشد. بدون شک حضور چهره‌های مشهور سینما در اثر اکشن چندور سبب میشود تا این فیلم حداقل برای یکبار ارزش وقت گذاشتن را داشته باشد و البته نهایت کار نیز اثر قابل قبولی است که با بازی‌های خوب و داستانی متفاوت مخاطبان خود را در زمینه‌ی آثار سینمائی B، راضی نگه میدارد. مرز سه‌گانه در شرایط وخیم سینمای اکشن، تجدید دیداری با المان‌های قدیمی و کلاسیکی است که نباید آن‌ها را فراموش کنیم

User Rating: Be the first one !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *