خانه / بررسی / موشکافی و رمزگشایی تریلر فصل هشتم سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

موشکافی و رمزگشایی تریلر فصل هشتم سریال Game of Thrones (بازی تاج و تخت)

در نهایت پس از انتشار دو تیزر کوتاه و همچنین انتشار پوسترهای رسمی از کارکترهای فصل هشتم سریال «بازی تاج و تخت» و با گمانه‌زنی‌های بسیار در خصوص پخش یا عدم پخش تریلر فصل هشتم سریال از سوی شبکه‌ی HBO، تریلر رسمی این سریال پرمخاطب منتشر شد. این تریلر متمرکز بر دانسته‌های مخاطب و باقی مانده از فصل گذشته ساخته شده است. اینکه نبردی در شمال بین ارتش مردگان و زندگان رخ خواهد داد، جیمی لنیستر به ارتش شمال و متحد شده‌ی جان اسنو و دنریس تارگرین خواهد پیوست، یورون گریجوی ارتش گلدن کمپانی را برای سرسی از اسوس به مقرپادشاهی میرساند. مجموعه تصاویر منتشر شده از فصل هشتم، با تاکئید بر رخ دادن دانسته‌های مخاطبان این سریال و جهت هایپ بیشتر طرفدارن این مجموعه منتشر شده است. اما همچنان میتوان از تصاویر چند ثانیه‌ای این تریلر به تئوری و البته موشکافی بیشتری دست یافت که دلیل اتفاق افتادن هر یک از ماجراهای احتمالی سریال را جذاب‌تر میکند. با دنیای سینما و موشکافی و رمزگشایی تریلر فصل هشتم (پایانی) سریال «بازی تاج و تخت» همراه باشید.

آریا استارک و سایه‌ی مرگ

از جمله فرزندان سرسخت و بسیار محبوب ند استارک در سریال بازی تاج و تخت، باید به آریا استارک اشاره کرد. ند استارک فرزندانی داشت که هر کدام ویژگی خاص و منجصر بفردی از شمال و یک شخص شمالی و سرسخت را در خود داشتند و امکان بروز هر یک نیز در زمان و شرایط متفاوتی خود را نشان میداد. به طور مثال راب استارک با مرگ پدرش به ویژگی مردانه‌ی شمالی خود رسید، سانسا استارک پس از تحقیر و تجاوزی که از سوی رمزی بولتون به او شد، به سطحی از سرسختی و لجاجت در مسیر موفقیت رسید که بدون شک با توجه به شخصیت ابتدایی او در سریال، قابل تحسین میباشد و البته آریا استارکی که همیشه میل به حضور در میان برادرانش داشت و مرگ پدرش نیز نقش کاتالیزوری را ایفا کرده بود تا او به عنوان یک جلاد عدالت‌جو انتقام خانواده‌ی خود را بگیرد. آریا استارک مسیر خود را پس از مرگ پدرش دنبال کرد و با کشته شدن او، به دستان تازی (سگ شکاری) افتاد و در نهایت با نشان دادن سکه‌ای از مردان بی‌چهره و براووس (والا موگولیس)، خود را به خانه‌ی سیاه و سفید رساند و پس از طی و مشاهده کردن اتفاقاتی، خود را بعنوان نه خادم خدای بی‌چهره، بلکه بعنوان آریا استارکی که مهارت آن‌ها را آموخته و اکنون به دنبال انتقام خانواده خود میباشد، شناخته میشود.

بدون شک، چهره شیرین و معصوم آریا استارک بسیار گول زننده خواهد بود، اما او به تنهایی و در یک شب و با استفاده از مهارت بالای خود در تغییر چهره، توانست بخش بزرگی از خاندان فری را در میزبانی لرد والدر فری بکشد و تا حد بسیاری، خاندان فری را از نقشه محو کند و انتقام قتل عام برادر، مادر و سایر اشخاص مهم حاضر در عروسی خونین را بگیرد. آریا استارک همان معنای مرگ است که خود را بعنوان یک قاتلی چیره دست و همچنین یک مبارز چیره دست معرفی میکند. در جدیدترین تریلر معرفی شده، آریا استارک نبرد تن به تن خواهد داشت و همانند جیمی لنیستر در میان شعله‌‌های آتش با وایت واکرها خواهد جنگید. او در مونولوگ ابتدایی تریلر اشاره میکند که با چهره‌های متفاوتی از مرگ روبرو شده و آن‌ها را شکست داده است و این بار نیز موفق خواهد بود و وایت واکرها را از بین خواهد برد. به نظر میرسد پس از مرگ پیتر بیلیش و فاش شدن توانایی آریا استارک برای خواهرش و همچنین شکل‌گیری درک متقابلی میان این دو، شرایط وینترفل آماده‌ی نبردی تمام عیار با شاه شب میباشد. اما آن چیزی که در تریلر فصل هشتم و نهایی این سریال بیش از هر زمانی جلب توجه میکند، چهره زخمی و ترسیده آریا استارکی است که در راهروهای احتمالی وینترفل و در تاریکی مطلق در حال فرار است. در خصوص این ترس که پیش‌تر آن را در فصل ششم و در رو در رویی آریا استارک با یکی از خادمان خدای بی‌چهره دیده بودیم، این احتمال میرود که جکن هاگار پس از رخداد و پایان‌بندی داستان آریا در خانه‌ی سیاه و سفید دست از او برنداشته و خادمان خود را برای پیدا کردن آریا و کشتن او به وینترفل و درست در زمان جنگ با وایت واکرها فرستاده است. اما تئوری و حدس دیگر میتواند مربوط به ترسی جدید باشد، اینکه آریا استارک پس از روبرویی با سایه‌ی مرگی که خدای بی‌چهره برای او به وجود آورده بود، اکنون از خود مرگ ترس دارد. آریا استارک در مونولوگ خود عنوان میکند که با چهره‌های متفاوتی از مرگ روبرو شده و این بار نیز روبرو میشود و آن‌ را شکست خواهد و به گفته‌ی استاد شمشیرزنی خود در فصل اول عمل خواهد کرد و به مرگ خواهد گفت؛ “امروز نه!” اما شاید بیان این عبارت به تنهایی کافی نباشد و آریا با ترس از نفوذ و مرگی که وایت‌واکرهایی که او را دنبال کرده‌اند روبرو خواهد شد، به نقطه‌ای از وحشت رسیده است که حتی مهارت‌های او نیز به کارش نمی‌آید. در خصوص این صحنه دو تئوری “حضور خادمان خدای بی‌چهره” و “نفوذ وایت‌واکرها به قلعه‌ی وینترفل” بیان و استدلال میشود.

مرگ به تو نزدیک است و شاید تو در سرداب وینترفل خواهی مرد

یکی از اسرارآمیزترین مکالمه‌های فصل گذشته‌ی سریال مربوط به ملاقات ملیساندرا و لرد واریس بود. با توجه به پیشینه‌ی لرد واریس که مربوط به خارج از وستروس میباشد و او نقشش را با هوش و ذکاوتش به دست آورده است، ملیساندرا بعنوان مبلغ مذهب آتش، عنوان کرده بود که او (لرد واریس) در سزمینی بیگانه و دور از خانه خواهد مرد و مرگ به او نزدیک است، همانطور که مرگ به خود او نیز نزدیک شده است. سکانس حضور لرد واریس به همراه زنان و کودکان ناتوان در نبرد و جنگی که در حال وقوع است، نشان‌گر حضور و سایه‌ی بزرگ مرگ میباشد. اینکه شاید با فرو ریختن دیوارهای قلعه‌ی وینترفل و رسیدن مردگان به ورودی سرداب وینترفل و جایی که لرد واریس به همراه دیگر افراد ناتوان در آنجا جمع شده‌اند، پایانی بر کار او و آرزوهای او در خصوص به سلطنت رسیدن شخصی معقول و درستکار بر روی تخت آهنین باشد. این سکانس که بدون شک شباهت بسیار به سکانس نبرد هلمز دیپ از فیلم «ارباب حلقه‌ها: دو برج» و پناه گرفتن زنان و کودکان روحان دارد، میتواند نشانی از ترسی باشد که شاه شب به همراه خود آورده است. شاید نگاه پر استرس لرد واریس به سوی دیگر سرداب وینترفل خبر از رسیدن وایت واکرها به قلعه بدهد، اینکه آن‌ها دیگر در سرداب خاندان استارک در امان نخواهند بود و شاید اکنون زمان مرگ فرا رسیده است و شاید مرگ لرد واریس همانطور که ملیساندرا نیز گفته بود، در سرزمینی بیگانه و در زمانی بسیار نزدیک اتفاق خواهد افتاد.

تغییر معادله‌ی جنگ قدرت با حضور گلدن کمپانی

همانطور که در آخرین ملاقات جیمی و سرسی لنیستر شاهد بودیم، یورون گریجوی اگرچه عنوان کرده بود از ترس حمله‌ی وایت واکرها به سرزمین خود فرار خواهد کرد و هنگامی که آن‌ها از بین رفتند باز خواهد گشت، اما او به دروغ و بر میل سرسی لنیستر به اسوس خواهد رفت تا سربازان مزدور که با پول بانک آهنین برای آن‌ها خواهند جنگید را به وستروس و مقرپادشاهی بیاورد. بدون شک حمله‌ی دنریس تارگرین با اژدها و ارتش دوتراکی‌اش، بخش بزرگی از ارتش سرسی لنیستر را از بین برد و گپ نبرد زند‌ه‌ها با مردگان سبب تجدید قوا و سپس بازپس‌گیری منطقه و بخش‌های از دست رفته‌ی او خواهد شد. ارتش گلدن کمپانی که یکی از مشهورترین و ماهرترین ارتش‌های مزدور اسوس محسوب میشود، یکی از بهترین‌ها در نوع خود میباشد و بر اساس داستان‌های روایت و اشاره شده در کتاب، نبردهای بسیار را با تعداد کمتر پیروز شده است و این خود نشان دهنده‌ی قدرت و توانایی جمعی و فردی آن‌ها میباشد.

در تریلر اگرچه به گلدن کمپانی و ارتشی که یورون گریجوی به همراه خود آورده اشاره شده، اما همچنین کشتی تیئون گریجوی را نیز در میان این تصاویر نشان میدهد. جایی که میتوان تفاوت این دو ناوگان را در تصویر بر روی پرچم‌ و بادبان‌هایشان به وضوح دید. همچین میتوان دید که تیئون با ارتش دریایی بسیار محدود‌تری نسبت به یورون به سمت او خواهد رفت تا شانسی برای بازپس گیری خواهرش داشته باشد. چناچه تیئون بتواند خود را به یورون و ناوگان او برساند، شاید شاهد نبرد بین گلدن کمپانی و ارتش محدود تیئون باشیم که میتواند به کشته شدن و محدودتر شدن ارتش گلدن کمپانی منجر شده و تا حدی به سرسی لنیستر ضرر وارد کند. البته تمام این حدس و گمان‌ها زمانی به حقیقت تبدیل خواهد شد که تیئون در زمانی که یورون در مسیر سفر به پایتخت و رساندن ارتش سرسی لنیستر میباشد، رخ دهد. اما چه نکته‌ای در خصوص گلدن کمپانی بعنوان ارتشی مزدور و وفادار به طلا وجود دارد؟

گلدن کمپانی شعار مشهوری دارد و در آن عنوان میکند که هرگز عهد خود را بر قسمی که بر طلا و پول دریافتی خود، نخواهند شکست. اما اینکه چرا این نکته از اهمیت برخوردار است؟ علت به ریشه گلدن کمپانی باز میگردد. گلدن کمپانی که در اسوس حضور دارد، در حقیقت ریشه‌ی آن به شاهزادگان تارگرینی باز میگردد که در شورش »بلک فایر» شکست خورده بودند و هر کدام توسط خاندان تارگرین به اسوس تبعید شدند و گردهمایی این شاهزادگان سبب شد تا آن‌ها گلدن کمپانی و ارتشی مزودور خودرا تشکیل دهند. این ارتش با هر بار تبعید شاهزادگان تارگرینی قدرت و وسعت بیشتری پیدا میکرد تا اینکه سرسی لنیستر با پول دریافتی از بانک آهنی و به کمک یورون گریجوی، آن‌ها را به وستروس و پایتخت آورده و منتظر حضور و حمله‌ی دنریس تارگرین به همراه جان اسنو میباشد. نکته مهم در این خصوص آگاه نبودن فرمانده‌ی این ارتش میباشد. به باور فرمانده گلدن کمپانی که از نسل شاهزادگان تبعید شده‌ی تارگرینی است، نسل و خط پادشاهی تارگرین در سلطنت بر وستروس پاره شده و به پایان رسیده است و اکنون حضور دنریس تارگرین در کنار جان اسنو و همچنین حضور اژدهایان دنریس میتواند معادله‌ی جنگ را به شکل بسیار فاجعه‌باری برای سرسی تغییر دهد و گلدن کمپانی به ارتش دنریس و حاکم خونی خود ملحق شوند و بر علیه او اقدامی انجام ندهند. البته این اتفاق تنها یک تئوری و حدس میباشد و اگر چنین رفتاری توسط گلدن کمپانی اتفاق بیفتد، آن‌ها عهد چندین ساله و قدیمی خود را برای به قدرت رسیدن یک شاهزاده از خاندان خونی خود، شکسته‌اند.

شاید اینجا دیگر آخر خط باشد

پس از حضور و نبرد با ارتش شاه شب و محاصره چند شبانه روز، به دستور جان اسنو، بریک دانداریون و تورموند به بخش شرقی دیوار شمال فرستاده شدند تا بر تحرکات شاه شب نظارت داشته باشند. رخداد محاصره گروه کوچک جان اسنو و حضور دنریس تارگرین برای نجات جان شاه شمال و همراهانش منجر به مرگ ویسیریون شد، اژدهایی که به اعماق دریاچه سقوط کرد و پس از فرار گروه جان اسنو و دنریس تارگرین، توسط ارتش مردگان از آب بیرون آورده شد، جایی که شاه شب با ویژگی زنده کردن مردگان، اژدهای خود را خلق و شکل داد. اژدهایی که مرکب جدید شاه شب میباشد و از دهان آن آتش یخی بیرون میزند. قدرت نمایی شاه شب منجر به فرو ریختن دیواری شده بود که برندون استارک آن را ساخته بود و اکنون با ویران شدن آن، جادوی حاضر در اطرافش نیز از بین رفته است و شاه شب و ارتشش در مسیر ویرانی وستروس قدم برخواهند داشت. بسیاری از مخاطبان سریال بازی تاج و تخت با فرو ریختن دیوار و صحنه فرار تورموند و بریک، متصور بودند شاید دیوار، آخر خط این دو کارکتر داستان باشد. اما تصاویر جدید تریلر نشان میدهد که این دو در کنار دوست وفادار جان اسنو و فرمانده فعلی کسل بلک، اد حضور دارند و از وقایع فرو ریختن دیوار جان سالم به در برده‌اند. تصویر حضور این سه کارکتر در راهرویی تاریک و شمشیری آتش گرفته، شاید نشان دهده‌ی بخش دیگر از کسل بلک باشد، جایی که این سه کارکتر نمیتوانن موقیعت خود را با حضور شاه شب ترک کنند. البته احتمال دیگر فراخوان شمال شمال خواهد بود. اینکه خبر فرو ریختن دیوار به جان اسنو رسیده است و او با فرستادن نامه‌ای از اد و سایر افراد حاضر در کسل بلک خواسته است تا زمان خود را بدون هیچ موفقیت به هدر ندهند و به قلعه وینترفل بازگردند و به ارتش او جهت مبارزه با شاه شب محلق شوند و این سکانس بخشی را نشان میدهد که این سه کارکتر در راهروی های قلعه وینترفل در حال قدم زدن میباشند. به هر سوی، به نظر میرسد که مرگ سه کارکتر، تورموند، بریک و اد، به سادگی نباشد، جایی که هر سه کارکتر از مخمصه و جنگ‌های بزرگی بیرون آمده‌اند و جان اسنو را در مراحل بسیاری سختی همراهی کرده‌اند.

هویت فاش شده و بازگشت پادشاه به خانه

با نگاه اولیه به تریلر فصل هشتم سریال، چهره ابوس و ناراحت جان اسنو در سرداب وینترفل یکی از نقاط قابل توجه این تریلر میباشد، جایی که دنریس تارگرین که دیگر باید او را عشق و حامی بزرگ جان اسنو خطاب کنیم، در تسلی خاطر جان اسنو نزد او می‌آید. این سکانس یکی از قابل پیش‌بینی‌ترین سکانس‌های سریال و حتی قبل از نمایش آن بوده. در حقیقت از جایی که برن هویت واقعی و نام اصلی جان اسنو را نشان و بیان میکند، میتوانستیم حدس‌های بسیاری از دغدغه‌ی جدید جان اسنو در خصوص بحران هویت او بزنیم. اکنون جان اسنو که بعنوان پادشاه شمال انتخاب شده، با هویتی روبرو میشود که برادر او در مقام کلاغ سه چشم به او خواهد گفت و به او یادآور خواهد شد که با توجه به ویژگی خونی و وارث خون اژدهایان، او وارث خاندان تارگرین محسوب میشود و دنریس میباست حکومت و قدرتی که در طول هفت فصل به دنبال بدست آوردن آن بوده را به آگان تارگرین واگذار کند. شاید رابطه‌ی عاشقانه‌ی بین دنریس و جان اسنو تا حد بسیاری بر درک موضوع هویت جان اسنو کمک کند و بیش از هر زمانی دنریس را خوشحال کند، اینکه او تنها تارگرین باقی مانده از خاندانش نخواهد بود و شخصی دیگر از خون او وجود خواهد داشت.

اگر موضوع درگیری داخلی خاندان تارگرین را بر اساس عشق و علاقه‌ی موجود و بین دنریس تارگرین و جان اسنو کنار بگذاریم، سریال بازی تاج و تخت وارد فاز تازه‌ای خواهد شد. جایی که این بار نه تنها دنریس برای بدست آوردن تاج و تخت، بلکه جان اسنو هدف اصلی قرار میگیرد. با اصل کمک‌رسانی جان اسنو بعنوان شاه شمالی به دنریس تارگرین، هدف اصلی سرسی زنی سرسخت و البته تشنه‌ی قدرت همانند او بوده که توانایی بدست گرفتن قدرت را دارا بوده است و جان اسنو نیز به او کمک میکرد، اما با هدف پادشاهی جان اسنو بعنوان وارث بر حق تاج و تخت و وستروس، معادله‌ی قدرت به شکل عجیبی تغییر خواهد کرد. چرا که در شمال جان اسنو توسط خواهران و برادر خود و در سوی دیگر توسط ساموئل تارلی که تنها وارث باقی مانده از خاندان تارلی است حمایت خواهد شد و البته این حمایت را میبایست در کنار ارتش باقی مانده از نبرد شمال و شاه شب دنریس تارگرین نیز باید در نظر گرفت. بنابراین معادله‌ی جنگ قدرت در وستروس به کلی تغییر خواهد کرد. آیا جان اسنو حاکم خوبی خواهد شد؟ هیچ جوابی برای این موضوع وجود ندارد، سریال بازی تاج و تخت تا حد بسیاری دنریس تارگرین را بعنوان چهره‌ای نسبتا مثبت در بخش حکومت‌داری نشان داده است و او را یک آزادی‌خواه و نمادی از برابری اجتماعی معرفی کرده است اما در سوی دیگر داستان، جان اسنویی وجود دارد که سریال او را تماما یک شوالیه و قهرمان معرفی میکند، شخصیتی که برای مبارزه کردن آموزش دیده است و میداند که چگونه مبارزه کند و میداند که هدف از زنده‌ شدنش چیست. مارتین پیش‌تر نیز گفته بود، هر شخصیت مثبت و خوبی نشانگر توانایی پادشاهی خوب او نخواهد بود. مساله بسیار حیاتی در خصوص جان اسنو و رابطه‌‌ی او با دنریس تارگرین دو سوی کاملا متفاوتی را به همراه دارد، اینکه دنریس مشروعیت جان اسنو را رد میکند و اختلاف بزرگی بین این دو کارکتر شکل میگیرد و منجر به جنگ یا صلح این دو میشود و یا اینکه دنریس به تمام آرزوهای چندین ساله‌ی خود پشت میکند و جان اسنو را بر اساس عشق بی‌پایانش نسبت به ریگار تارگرین و برادرش بزرگ‌ترش بعنوان نماینده‌ی خاندان تارگرین و وارث بر حق تخت آهنین از خاندانش معرفی میکند. سوی تاریک دیگر داستان نیز مرگ جان اسنو میباشد، اینکه جان اسنو با اعلام کردن هویت خود و یا مخفی کردن آن، در نبرد با شاه شمال کشته خواهد شد و او هرگز مسیر تلاش برای بازپس‌گیری تخت پادشاهی را طی نخواهد کرد.

آن چیزی که جان اسنو را ابوس و احتمالا در مقابل جسمه‌ی مادر واقعی‌اش، لیانا استارک قرار میدهد، همان بحران عمیق هویت میباشد. جان اسنو اگرچه همیشه با لقب حرامزاده شناخته میشد، اما با وجود این لقب، توانست با آن کنار بیایید و مراحل پیشرفت را طی کند و از فرماندهی در کسل بلک به پادشاهی شمال برسد. شاید در ظاهر جان اسنو به مرتبه بسیار بالایی از منطقه شمال رسیده باشد، اما جان اسنو را بیشتر میتوان با عملکرد منحصر بفردش در خصوص رهبری مردان آنسوی دیوار یا وحشی (آزاد) شناخت که برای بازپس‌گیری قلعه‌ی خانوادگی‌اش آن‌ها را به همراهی خود در آورد. جان اسنو در نهایت پس از سالیان بسیار با هویت و شخصیت خود کنار آمد، اینکه او فرزند ند استارک است و هرگز مادر خود را ندیده و نشناخته است و اکنون برن و سم او را با حقیقتی تلخ آشنا میکنند، اینکه پدر و مادرش هر یک در دوران نوزادش‌اش کشته شدند و هر یک جان خود را برای زنده ماندن او فدا کرده‌اند و این سبب میشود تا جان اسنویی که همیشه خود را محکوم به ویژه نبودن کرده بود و خود را فرزندی ناخواسته معرفی میکرد، به مرتبه‌ای ویژه برسد و توان درک این موقعیت و کنار آمدن با آن را نداشته باشد. افسوس تنها چیزی‌ست که در چهره جان اسنو دیده میشود، اینکه او موقعیت‌های بسیاری را بخاطر هویت جعلی‌اش از دست داده و یا هرگز طعم ویژه بودن را نچشیده است.

او قسم خورده است و تا پای جانش برای زنده‌ها خواهند جنگید

شاید یکی از خاکستری‌ترین شخصیت‌های سریال «بازی تاج و تخت» متعلق به جیمی لنیستر باشد. شخصیتی که با پرتاب کردن برن از برج وینترفل چهره بسیار منفوری از خود ساخته بود و سپس به نجات برین از تارث رفت و او را از گودال نبرد با خرسی وحشی نجات داد. رستاخیزی جیمی لنیستر بیشتر به ذات و هویت واقعی او مربوط میشود. اینکه جیمی لنیستر اگرچه بعنوان عهدشکن از او یاد میشود، کسی که قسم خورده بود تا از پادشاه خود حفاطت کند اما اینکار را انجام نداد و او را به قتل رساند. جیمی لنیستر در ظاهر نقطه‌ی مخالف ند استارک میباشد و تمام رفتاری که ند استارک در ظاهر بعنوان شخصی شرافتمند شناخته میشود و از او دیده میشود، در جیمی لنیستر دیده نشده و او فاقد چنین ویژگی‌های‌ست اما هنگامی که به ذات هر دو آن‌ها نگاهی عمیق‌تر میکنیم، جیمی شباهتی انکار ناپذیر با یکی از مثبت‌ترین کارکترهای سریال، ند استارک دارد.

هر دو کارکتر در طول زندگی خود به جهت رفتاری خلاف عرف و خواسته‌ی اجتماعی‌شان تا حد بسیاری مورد طعنه و سوال قرار گرفتند. اما تفاوت آنجایی است که ند استارک با اعمال و رفتاری بسیار شرافتمندانه شناخته میشود و لکه‌ی داشتن پسری حرامزاده او را بسیار بولد و بیشتر در مرکز توجه قرار میدهد اما جیمی لنیستر بخاطر خانواده، خاندان و البته رفتار خودش، عهدشکنی او چندان به چشم نمی‌آید و بیشتر رفتاری کاملا عادی توسط جیمی لنیستر دوست نداشتنی ارزیابی میشود. جدای از شباهت و تفاوت‌های جیمی لنیستر با یکی از کارکترهای مثبت سریال، او در نهایت از زندان سرسی لنیستر آزاد شد و بدون شک به سمت شمال و وینترفل راهی خواهد شد. در فصل گذشته اختلاف بسیار بزرگی بین دو برادر و خواهر، جیمی و سرسی قابل مشاهده بود و نتیجه آن نیز به جدایی و ترک جیمی خلاصه شد، جایی که جیمی لنیستر در تریلر نیز همان جمله‌ی آخرین ملاقات با خواهرش را متذکر میشود. او یادآور میشود که این بار او قسمی خورده و این بار دیگر عهد خود را نخواهد شکست و برای زنده‌ها خواهد جنگید و یکبار برای همیشه پادشاه یا ملکه‌ای که بر تخت آهنین خواهد نشست برای او ارزشی نخواهد داشت. جیمی لنیستر بدون شک این دیالوگ را در برابر شخصیت‌هایی عنوان کرده که از پیشینه‌ی عهدشکنی او آگاه هستند و این جمله زمانی خود را بیشتر نشان میدهد که به احتمال بسیاری، جیمی لنیستر حامل پیامی است که خواهرش به کمک اتحاد استارک و تارگرین‌ها بر علیه‌ی پادشاه شب نخواهد آمد.

همچنین در تریلر شاهد مبارزه‌ی جیمی لنیستر در شب و در میان شعله‌های آتش هستیم که با توجه به اتفاقات فصل گذشته و توانایی مبارزه جیمی با دشمنانش، هیچ شکی در خصوص توانایی مبارزه جیمی لنیستر وجود نخواهد داشت. با توجه به نمایش کوتاه تریلر رسمی فصل هشتم سریال بازی تاج و تخت، انتظار میرود تا شاهد همان جیمی لنیستر اخیر و بعنوان شخصی که این بار حقیقت و ذات خودش را در ظاهر نیز نشان میدهد، خواهیم بود. جیمی لنیستر که یکبار عهد خود را شکسته و برای نجات جان مردمان مقر پادشاهی، پادشاه خود را کشته است ولی این بار برای مردم و زنده‌ها خواهد جنگید و نیازی به عهدشکنی او نخواهد بود.

من سرسی لنیستر هستم، تنهاترین حاکم وستروس

پس از جدایی تلخ سرسی با برادرش جیمی لنیستر و اینکه اکنون جیمی لنیستر در منطقه شمال و نزد جان اسنو و ارتشش حاضر شده و اینکه اکنون خبر عهدشکنی سرسی نیز به گوش جان اسنو و هم‌پیمانان او رسیده، سرسی را در مخمصه‌ای بسیار دیدنی و البته غیرقابل پیش‌بینی قرار میدهد. آیا سرسی با رفتارهایش که همانند دامی برای دشمنانش محسوب میشود، خود گرفتار میشود؟ این یکی از سوالات مهم مخاطبان سریال در خصوص بازی تاج و تخت و سرنوشتی است که سرسی به آن خواهد رسید. بدون شک ادامه‌ی حکومت سرسی وابسته به حضور گلدن کمپانی و رسیدن آن‌ها توسط ناوگان یورون گریجوی میباشد، اتفاقی که بدون شک رخ خواهد و خنده‌های رضایت بخش سرسی در تریلر نیز تائیدی بر این موضوع خواهد بود. اما در تریلر علاوه بر حضور سرسی در لباس تیره و در کنار کایبریون، به سکانسی در تالار پادشاهی نیز مربوط میشود. جایی که سرسی با لباسی سفید و با جامی در دست، خنده‌ای از روی اندوه و غم میزند و به وضوع میتوان حلقه‌های اشک را در چشمان او دید. در خصوص این صحنه میتوان دو تئوری ارائه داد؛ اینکه جیمی لنیستر در نبرد شمال کشته شده است و خبر آن به سرسی رسیده و او از شدت این غم به فکر فرو رفته است، تئوری دیگر مربوط به مرگ فرزند متولد نشده‌اش است، اینکه فرزند او و جیمی لنیستر بنابر دلایلی کشته شده و اکنون او دیگر فرزندی را در خود حمل نمیکند. با استناد به هر یک از این تئوری، تا حد بسیاری سرسی تنها شده است، اکنون او باید برای خودش و فرزندش مبارزه کند یا مبارزه‌ی خود را برای زنده نگه داشتن چند روزه‌ی حکومتش ادامه دهد. در میان آشفتگی عجیب خاندان لنیستر، سوال مهمی طرح میشود؛ اینکه آیا خاندان لنیستر در حال سقوط و از بین رفتن هستند؟

جورج آر. آر. مارتین چندان توجه‌ای به محو کردند خاندان‌ها از خود نشان نداده است، چناچه از خاندان تارلی، سم زنده مانده و از خاندان فری نیز چند لرد باقی مانده‌اند. مرگ هم‌زمان جیمی لنیستر و همچنین فرزند به دنیا نیامده سرسی لنیستر، میتواند امضایی بر حکم مرگ خاندانی پرنفوذ و البته ثروتمند باشد. اگر گریه و غم سرسی را مرتبط به مرگ فرزندش بندانیم، اکنون ادامه‌ی راه لنیستر به جیمی لنیستری وابسته است که قسم خورده تا برای زندگان مبارزه کند و این بار قصد شکستن آن را ندارد.

دو اژدها و دو سوار، تارگرین به اوج قدرت بازگشته‌اند

با نشان دادن توانایی ارتباط برقرار کردن جان اسنو با اژدهایان دنریس تارگرین، بسیاری از طرفدارن سریال بازی تاج و تخت، این تئوری را مطرح کرده بودند که در فصل نهایی، جان اسنو و دنریس تارگرین هر یک بر روی دو اژدهای باقی مانده سوار خواهند شد و به مبارزه با شاه شب خواهند پرداخت. در راستای این تصاویر، ما شاهد سانسا استارکی هستیم که به دنریس تارگرین و جان اسنویی نگاه میکند که هر دو به سمت اژدهایان تارگرینی حرکت میکند و نشان داده میشود که اژدهایان در میان کوه‌های آنسوی دیوار در حال پرواز در کنار یکدیگر هستند. در راستای این تصاویر نیز شاهد تصویر بسته‌ای از آریا استارک هستیم که چهره‌ای بهت‌زده اما خوشحال را از خود نشان میدهد و اگر بر اساس تدوین این تریلر، ارزیابی خود را بیان کنیم، میتواند به لذتی خواهرانه‌ای اشاره کند که برادرش را سوار بر اژدهای دنریس تارگرین دیده است.

البته این تصاویر و تئوری پرواز جان اسنو و دنریس تارگرین در کنار یکدیگر و سوار بر اژدهایانشان، کمدی بسیار دیدنی در خصوص دیالوگ معروف ند استارک خطاب به دوستش، رابرت براتیون میباشد، جایی که ند استارک میگوید؛ آن‌ها (اعضای خاندان تارگرین) از بین رفته‌اند! اما حالا هر دوی آن‌ها زنده باقی مانده‌اند و شانس بزرگی در پیروزی در برابر شاه شب و حتی فتح وستروس را دارند. نکته قابل تامل سریال در خصوص فاش شدن هویت جان اسنو با نام آگان فاتح میباشد. اینکه آیا جان اسنویی که محصول یک ازدواج و عشق شمالی و جنوبی بوده است و با نام اولین فاتح وستروس، آگان شناخته میشود، به سرنوشت جد خود دچار خواهد شد؟ آیا انتخاب نام جان اسنو جدای از باور ریگار در خصوص شاهزاده وعده داده شده، میتواند دلیلی بر فتح مجدد وستروس و از بین بردن تمام هرج و مرج‌ها باشد؟ پاسخ به این سوالات تنها در طول شش قسمت باقی مانده‌ی سریال جواب داده خواهد شد.

اینجا آخر خط و آخرزمان است، مشعل‌ها را در این تاریکی شب روشن کنید!

در تصاویر مربوط به جنگ شمال و نبرد با شاه شب نکات ریز و درشت تصویری بسیار وجود دارد که موشکافی هر یک از آن‌ها بدون شک سبب اسپویل بیشتر متن داستانی و همچنین سبب از بین رفتن طعم لذیذ مشاهده‌ی یکباره سریال میشود، اما نکات قابل اهمیت و بیان شده بر اساس تئوری را میتوان در خصوص ویژگی حقیقی شاه شب بیان کرد، اینکه او حقیقتا سرما و شب را به همراه خود خواهد آورد. پیش‌تر عنوان شده بود که نبرد شاه شب در برابر جان اسنو و ارتش متحد شده وستروس، نبردی برگرفته از نبرد «هلمز دیپ» از فیلم «ارباب حلقه‌ها: دو برج» و به کارگردانی پیتر جکسون خواهد بود و اینکه این نبرد تنها کپی از این تصاویر ماندگار نخواهد بود، بلکه آن را بسط خواهد داد و با جزئیات بسیار بیشتری، مرزهای جدیدی از ساخت سکانس‌هایی نفس‌گیر و پرهیجان در عنوان سینمائی یا تلویزیونی خلق خواهد کرد. بدون شک نبرد در شب یکی از آن المان‌های قرض گرفته شده‌ی سریال از نبرد هلمز دیپ خواهد بود و به این دلیل بسیاری جنگ پرهزینه‌ی فصل هشتم سریال که البته از طولانی‌ترین برداشت‌های هشت فصله‌ی این سریال نیز بوده است، را در مقام مقایسه قرار میدهند، البته باید اشاره کرد، شب و تاریکی ساخته شده در این جنگ بر اساس ویژگی شاه شب خواهد بود و او همان شخصیتی است که شب و تاریکی را برای شمال و احتمالا وستروس به همراه خواهد آورد. در سکانس‌های آماده‌سازی در مسیر مبارزه، برداشت‌هایی بسیار زیبا از ارتش دنریس تارگرین نیز نشان داده شده است که شباهت خیره کننده‌ای به قاب‌های اعجاب‌انگیز پیتر جکسون در مجموعه «هابیت» دارد.

فصل پایانی و هشتم سریال «بازی تاج و تخت» با انتشار اولین تریلر، به تصاویری احتمالا قابل حدس اتکا کرده و بدون شک سوپرایزهای بزرگ خود را برای نمایش اصلی نگه داشته است. تصاویر بررسی و تحلیل شده تنها تئوری‌هایی هستند که از تصاویر چند ثانیه‌ای تریلر استنباط شده و تنها میتوان حدس زد که جنگی بزرگ در شمال رخ خواهد داد و بسیاری را از بین خواهد برد. اینکه از ارتش شمال بسیاری خواهند مرد و آن مردگان نیز به ارتش شاه شب اضافه خواهند شد و تنها راه برای متوقف کردن این کشتار بی‌رحمانه مرگ شاه شب است. اینکه آیا باور ریگار تارگرین در خصوص شاهزاده وعده داده شده و اینکه آیا چنین شخصیتی بر دوران تاریک حضور شاه شب پایان خواهد داد یا خیر، در این فصل پاسخ داده خواهد شد. اما فصل هشتم تنها متمرکز بر نبرد مردگان و زندگان نخواهد بود، بخش دیگر و احتمالا بزرگ این سریال مربوط به سرنوشت وستروس پس از پایان سیاهی و تاریکی خواهد بود، اینکه چه کسی حاکم وستروس خواهد بود؟ بنابراین شش قسمت پایانی این سریال معروف و پرمخاطب را میتوان شش ساعت سرنوشت‌ساز معرفی کرد که سرنوشت بسیاری از کارکترها را مشخص میکند. طبق اعلام شبکه‌ی HBO، فصل هشتم سریال «بازی تاج و تخت» به طور میانگین یک ساعت و معادل ۶۰ دقیقه خواهد بود و به بیان سخنگوی این شبکه، هر قسمت از فصل هشتم این سریال، حکم یک فیلم برای این مجموعه را خواهد داشت. در نهایت، سر انجام بازی قدرت و البته بازی نفس‌گیر شب و روز از تاریخ ۲۲ فروردین و در مدت زمان شش هفته، مشخص خواهد شد.

منبع: دنیای سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *