داستان فلسفه و «هوش مصنوعی» / انتقال پیام کوبریک (بخش دوم)

در مجموعه مقالات بررسی فلسفی ساختار هوش مصنوعی در دو فیلم «ادیسه فضایی» و «هوش مصنوعی» به کارگردانی استنلی کوبریک و استیون اسپیلبرگ، جیسون تی. ابرل نگاهی عمیق به ساختار برخورد اندیشمندانه انسان با هوش مصنوعی و فرآیند آگاه و فلسفه‌محور کوبریک و اسپیلبرگ انداخته است. در این رشته مقالات، هدف بررسی ساختار محتوای فلسفه‌محور دو فیلم مرتبط؛ ادیسه فضایی و هوش مصنوعی میباشد که داستانی اعجاب‌انگیز از مفاهیم برخورد انسان با هوش مصنوعی را توضیح میدهد.

[divider style=”normal” top=”10″ bottom=”5″]

بخوانید: لطفا منو یه پسر واقعی کنین!

[divider style=”normal” top=”5″ bottom=”10″]

انتقال پیام کوبریک!

پیش از پرداختن به سیر و سفر فلسفی‌مان به سیاره مشتری و فرا سوی لایتناهیت، اجازه دهید صحنه را آماده سازیم. ادیسه کوبریک با تکامل انسان‌های هوشمند از نزدیک‌ترین نیاکان تکاملی مرتبط مان شروع میشود. دو خصیصه این گذر را مشخص میسازند: توانایی به کار بردن ابزار و، در نتیجه، به کار بردن این ابزار برای کشتار. کوبریک و همکارش آرتور سی. کلارک فرض میگرند که این جهش تکاملی را نیروهای بیگانه از طریق یک تخته سنگ سیاه رازآمیز ایجاد میکنند. وقتی انسان‌ها پیشرفت کردند، و ابزارهای کاراتری طراحی کردند، هم ابزارهایی برای کشتار انسان‌های دیگر، و هم ابزارهایی برای سفر به فضا. تخته سنگ دیگری روی کره ماه کشف میشود. پس از ارسال یک سیگنال رادیویی قوی به سمت سیاره مشتری، دو فضانورد و سه دانشمند به آن سیاره فرستاده میشوند تا پاسخ‌های داده شده به این راز عمیق را کشف کنند. این سه دانشمند برای یک سفر بین سیاره‌ای طولانی در خواب مصنوعی نگه داشته میشوند، در حالی که فضانوردان؛ دیو بومن (کیر دولنا) و فرانک پل (گری لاکوود)، کشتی فضایی‌شان، یعنی دیسکاوری، را با مساعدت و همکاری یک کامپیوتر پیشرفته به نام هل ۹۰۰۰ هدایت میکنند.

وقتی این مسافران هوایی به سیاره مشتری نزدیک میشوند، هل به طرزی غیرعادی عمل میکند. او به اشتباه گزارش میدهد که وقتی آنتن‌های AE-35 کشتی، که به خدمه امکان میدهد تماس‌شان با زمین را حفظ کنند، نقص فنی دارد. اما بومن و پل نمیتوانند این نقص فنی را مشخص کنند، و از این رویداد دل نگران میشوند، چون (برخلاف کامپیوترهای ما که دچار نقص و خرابی میشوند) “هیچ کامپیوتر ۹۰۰۰ای تا به حال اشتباهی نکرده یا اطلاعات تحریف شده‌ای نداده”. هل پس از با خبر شدن از تردیدهای بومن و پل در خصوص توانایی‌اش در اجرای پارامترهای این ماموریت، تلاش میکند از خود در برابر طراح‌های آن‌ها برای قطع ارتباط “کار کردهای ابرمغز”ش دفاع کند. او پل را میکشد، سیستم‌های حفظ حیات دانشمندان را خنثی میسازد، و سپس میکوشد بومن را در فضا در یک محوفظه فضایی معلق و سرگردان رها سازد. بومن عاقبت الامر به دیسکاوری باز میگردد، هل را از کار می‌اندازد، و از طریق درگاه تخته سنگ بزرگ دیگری که به دور سیاره مشتری میگردد، در یک قلمرو متعالی سیر و سفر میکند.

«هوش مصنوعی» قصه کاملا متفاوتی پیش میکشد که قهرمان همدلی برانگیز داستانش موجودی انسانی نیست که مرعوب کامپیوتری جنون‌زده باشد، بلکه یک کودک رباتیک هوشمند مصنوعی است که طوری طراحی شده تا کاملا شکل و رفتار انسانی را تقلید کند. دانشمندان سایبرنتیک سازنده دیوید به گونه‌ای او را برنامه‌ریزی میکنند که حتی در یک شخص انسانی خاص تاثیر بگذارد، به طوری که بتواند آن ها را در مقام والدینش “دوست بدارد”. زندگی دیوید، پس از آن که زوج انسانی او را به فرزندی میپذیرند، کاملا به خوبی پیش میرود تا این که فرزند بیولوژیکی این زوج از وضعیت تهدیدآمیز که وی را در حالت کما قرار داده بود بهبود می‌یابد. رقابت متعاقب بین دیوید و برادرش به فاجعه‌ای قریب الوقوع منتهی میگردد، و دیوید رها میشود تا روی پای خود بایستد. تنها همراه او ندی (با صدای جک اینجل) است، خرس پارچه‌ای هوشمندی که پیچیدگی کمتری دارد. دیوید خیلی زود با گیگولو جو (جود لاو) دوست میشود، موجود هوشمند دیگری که طراحی شده تا به زنان انسانی لذت برساند و در صدد بر می‌آید که پری آبی را بیابد؛ گریزی صریح به قصه پینوکیو. دیوید، تدی، و جو پس از فرار از چندین خطر از جمله “فلش فر” بدنام، راهشان را به ویرانه‌های باستانی شهر نیویورک می‌یابند. دیوید در آنجا دو چیز کشف میکند: اول اینکه او تنها یکی از چندین ساخته مصنوعی مدل‌های “پسر” مک است، و دوم این که تمایل شورمندانه وی به یافتن پری آبی او را به چیزی خاص مبدل میسازد. پس از آنکه دیوید به مدتی طولانی منجمد میشود، اعقاب و اختلاف مکاهای اصلی او را می‌یابند، کسانی که به او فرصت میدهند به تنها آرزویش دست یابند: گذراندن یک روز کامل با مادرش، مونیکا (فرانسیس اوکانر). دیوید، که آرزویش برآورده شده، با کمال خرسندی برای همیشه در بستر مادرش دراز میکشد.

منبع: برگرفته از «فلسفه‌ی استنلی کوبریک»
حسین بوذری

حسین بوذری

سردبیر وبسایت دنیای سینما

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *