خانه / بررسی / بررسی یک تئوری: آیا خاندان استارک زنده خواهند شد؟

بررسی یک تئوری: آیا خاندان استارک زنده خواهند شد؟

یکی از مورد انتظارترین سریال‌های تلویزیونی حال حاضر، محصول هفت ساله‌ی شبکه HBO، «بازی تاج و تخت» میباشد. سریالی که برگرفته از نوشته‌های ادبی جورج آر. آر. مارتین و محموعه کتاب‌ «نغمه‌هایی از یخ و آتش» میباشد. این سریال پرهزینه و بسیار محبوب به جهت ترکیب داستان‌های مدرن امروزی و بازی‌های سیاسی حقیقی با عصر فئودالی یا شوالیه‌ها، با جنبه‌های فانتزی و جذاب‌اش، مخاطبان بسیاری را مجذوب خود کرده است. دیوید بنیاف و دی. بی. وایس بعنوان تهیه کنندگان سریال نیز از قبال موفقیت این سریال در طول سال‌ها اخیر، بیشتر از سایر نویسندگان و تهیه‌کنندگان تلویزیونی مورد توجه قرار گرفته‌اند و کلکسیونی از جوایز متفاوت را در مراسم‌های مختلف تلویزیونی کسب کرده‌اند.

اگر از علاقمندان این سریال باشید، بدون شک آخرین فصل پخش شده‌ی این سریال (فصل هفتم)، جایی که شاه شمال، جان اسنو در برابر دنریس تاگرین زانو زده و به او اعلام وفاداری کرده است و همچنین از اتحاد دو ملکه و پادشاه فعلی شمال هر چند در ظاهر آگاه هستید. فصل هفتم در حالی به پایان رسید که یکی از رازهای چند سال‌ی این سریال، یعنی هویت کارکتر جان اسنو مشخص شد، جایی که بر اساس قدرت‌ دید یا ویژن برن استارک و نامه‌ای که سم تارلی از کتابخانه‌ی سیتادل پیدا کرده بود، شاهد ازدواج رسمی لیانا استارک، خواهر ند استارک با ریگارد تاگرین بودیم‌ایم. به این شکل جان اسنو دورگه‌ای از دو خاندان استارک و تاگرین میباشد. در پایان‌بندی فصل هفتم تعابیر مختلفی انجام شد! بسیاری از رابطه‌ی جان اسنو که اکنون با نام «اگان تاگرین» شناخته میشود با دنریس تاگرین صحبت کرده‌اند و تعدادی نیز گفته‌اند که عنوان حقیقی سریال مربوط به شخصیت جان اسنو و ازدواج رسمی لیانا استارک و ریگار تاگرین بوده است. در کنار تئوری و بررسی‌های مختلف از محتوای سریال، بسیاری هویت پنهان جان اسنو را بعنوان مساله‌ای حقیقی جهت پیمان یخ و آتش یعنی وصلت هر چند نادانسته‌ی جان اسنو بعنوان شاه شمال و دنریس تاگرین، ملکه‌ی خاندان تاگرین (یخ و آتش) میدانند. در میان تئوری و بررسی‌های بسیار که حتی میتوان عنوان نوشته‌های جورج مارتین را به فرزند احتمالی این دو شخصیت و نمادی از عنوان نوشته‌های نویسنده، یخ و آتش نسبت داد، به بررسی تئوری ترسناکی میپردازیم! اینکه در آخرین پلان از سریال، «شاه شب» با استفاده از آتش اژدهای خود، توانست دیوار بزرگ را بشکند و همراه با آن طلسم چند صد ساله‌ای که برندون استارک با آن، دیوار را شکل داده بود، از بین ببرد و ارتش خود را به شکلی رسمی به وستروس و شمال وارد نماید.

نابودی دیوار بزرگ شمال، توسط «شاه شب» و با استفاده از آتش ویسیریون

در بررسی این تئوری باید بر قدرت منحصر بفرد شاه شب اشاره کرد، اینکه پادشاه مردگان توانایی زنده کردن مردگان را دارد و این تنها بخشی از قدرت‌های شاه شب میباشد، قدرت‌هایی که در هر فصل بخشی از آن به نمایش گذاشته شده است

اکنون با این نمایش، حقیقت امر روشن خواهد بود؛ نگهبانان شب که مسئول محافظت از دیوار در برابر وایت‌واکرها و پس از آن، انسان‌های آزاد را بر عهده داشتند، شکست خورده‌اند و در اولین تصویر از فصل هشتم شاهد نابودی این گروه و این سنگر ابتدایی خواهیم بود. اما تئوری مهم فعلی به بررسی مسیر پادشاه شب و ارتشش در راه تسخیر وستروس میباشد. اینکه در اولین لوکشین، شاه شب باید با جان اسنو و ارتش متحدین او روبرو شود و دیر یا زود این جنگ به قلعه‌ی خاندان استارک، وینترفل کشیده خواهد شد. اکنون تئوری هولناک مطرح میشود؛ با در نظر گرفتن قدرت رو به افزایش شاه شب که در مسیر حرکت او میتواند بیشتر و بیشتر شود و با در نظر گرفتن شکست احتمالی جان اسنو در وینترفل و عقب نشینی او از سنگر خانوادگی خود، شاه شب میتواند قلعه‌ی خاندان استارک را بدست آورد. آیا شاه شب که توانایی‌های نهفته‌ای دارد، میتواند پادشاه‌هان گذشته‌ی خاندان استارک و لردهای پس از به قدرت رسیدن آگان فاتح را از گور بلند کند و آن‌ها مجددا زنده شوند؟ به عبارتی آیا شاه شب در مسیر و گردش در قلعه‌ی وینترفل و هنگام ورود به سرداب معروف این مکان، بزرگترین شخصیت‌های خاندان همیشه نفرین شده‌ی استارک را در مقام فرمانده‌های نظامی در برابر جان اسنو، دنریس تاگرین و ارتش‌شان قرار میدهد؟

در بررسی این تئوری باید بر قدرت منحصر بفرد شاه شب اشاره کرد، اینکه پادشاه مردگان توانایی زنده کردن مردگان را دارد و این تنها بخشی از قدرت‌های شاه شب میباشد، قدرت‌هایی که در هر فصل بخشی از آن به نمایش گذاشته شده است. به طور مثال میتوان به تبدیل نوزادان تازه متولد شده به فرمانده‌های ارشد خود اشاره کرد. تا کنون چهار قدرت شاه شب به نمایش گذاشته است؛ تبدیل نوزادان تازه متولد به وایت‌واکر و فرمانده‌های ارشد، از بین بردن شعله‌های آتش و تبدیل آن‌ها به یخ یا سرما، زنده کردن مردگان و قدرت اعجاب‌انگیز پرتاب نیزه یا سایر اجسام کشنده. با این علم، میتوان به قدرت زنده کردن مردگانی که در نبرد هاردهوم توسط بخش دیگری از ارتش مردگان او کشته شدند اشاره کرد. سکانسی که به یکی از بهترین نبردها و پلان‌های جنگی سریال‌های تلویزیونی تبدیل شد و جان اسنو را برای اولین بار در برابر چشمان شاه شب قرار داد. در قسمت هاردهوم، جایی که جان اسنو بعنوان فرمانده نگهبانان شب در حال مذاکره با وحشی‌ها بود، با یورش به یکباره شاه شب روبرو شد، جایی که در نهایت جان اسنو به همراه تورمونت توانست بخشی از انسان‌های آزاد را از هاردهوم نجات دهد و تعداد بسیاری از آن‌ها توسط ارتش شاه شب کشته شدند و در همان اپیزود، مردگان در برابر جان اسنو و با قدرت شاه شب زنده شدند و بعنوان وایت واکر یا مردگان متحرک به ارتش بزرگ او پیوستند. قدرت شاه شب تنها به زنده کردن انسان‌ها مربوط نمیشود، در قسمت ششم از فصل هفتم سریال، جایی که جان اسنو به همراه گروهی کوچک در مسیر پیدا کردن یک مرده متحرک و آوردن آن به وستروس جهت اثبات وجود مردگان به سرسی لنیستر و سایر لردهای جنوبی، گروه او در طوفان با خرسی احتمالا جدا شده از ارتش وایت‌واکرها روبرو میشود. خرسی ترسناک که در نهایت با آتش و دراگون گلس کشت شد، وجود این موجود تائیدی بر قدرت شاه شب نسبت به زنده کردن حیوانات نیز میباشد، اما سریال پای خود را فراتر از حیوانات عادی و انسان‌ها گذاشته است.

در مسیر شخصیت‌پردازی شاه شب، شاهد محاصره جان اسنو و گروه کوچکش در وسط رودخانه‌ای یخ‌زده هستیم و هنگامی که در اپیزود ششم از فصل هفتم، همه چیز خوب پیش میرود، وایت‌واکرها متوجه زمان مناسب جهت حمله به گروه روی صخره میشوند و در مسیر نبرد این گروه کوچک و درست در زمانی که جان اسنو به شکست و مرگ احتمالی نزدیک شده است، دنریس تاگرین به همراه سه اژدهای خود از راه میرسد، او با استفاده از قدرت آتش اژدهایانش بخشی از ارتش شاه شب را به خاکستر تبدیل میکند اما همه چیز به خوبی پیش نمیرود و شاه شب با نمایش یکی دیگر از قدرت‌های خود در پرتاب نیزه، یکی از اژدهایان دنریس تاگرین رو میکشد. با مرگ ویسیریون و غرق شدن آن در دریاچه یخ‌زده، ارتش مرده‌ی او وظیفه‌ی بیرون کشیدن این هیولای افسانه‌ای از ته دریاچه را بر عهده میگیرند و در پایان قسمت «آنسوی دیوار»، شاهد زنده شدن ویسیریون توسط شاه شب هستیم، اژدهایی که به گمان دنریس تاگرین و دیگر افراد حاضر شده در این اپیزود مرده است و اژدهایی که ابزار اصلی و مهم نابودی دیوار میگردد تا داستان فصل هشتم به آخرزمان وستروس و لردهای آن تبدیل شود. بنابراین با علم بر قدرت شاه شب، نسبت به زنده کردن؛ انسان‌ها، حیوانات عادی و البته موجودات افسانه‌ای همانند اژدهایان، اکنون این مساله مطرح میشود که آیا شاه شب میتواند مردگانی که سالیان بسیار از مرگ آن‌ها میگذرد را نیز زنده کند؟، پاسخ به این سوال حقیقتا به بخش رازآلود و شاید دیگر وجه قدرت شاه شب مربوط شود، اما اگر با این نظریه که شاه شب توانایی زنده کردن هر موجودی که در هر زمانی مرده باشد را داراست، قبول کنیم، آنگاه پادشاهان شمالی زنده خواهند شد و به بخشی از ارتش مردگان او و بعنوان چهره‌هایی شاخص تبدیل خواهند گشت.

«تورهن استارک» شاه شمال که در برابر «اگان فاتح» زانو زده و اعلام وفاداری کرده است

سریال «بازی تاج و تخت» اگرچه بر اساس افسانه‌ها و با زمینه‌ی فانتزی ساخته شده است، اما نباید فراموش کرد که حتی در فانتزی و تخیلی‌ترین داستان‌ها، اصول زیست‌شناسی و بیوشیمیایی نیز رعایت میشود و بدن انسان قابلیت فاسد شدن دارد

با این علم، راه حل چیست؟ در وینترفل، جان اسنو و سر داووس و با فرار از مهلکه‌ی ایست واچ، تورمونت و بریک دونداریون نیز حاضر خواهند بود. حضور این کارکترها که از قدرت زنده کردن شاه شب آگاه هستند، میتواند منجر به نبش قبر کردن شاهان شمالی از مقبره‌شان گردد و یا اینکه آن‌ها به جهت نبود زمان، بدن بزرگان خاندان استارک را رها کنند تا شاه شب با احتمالات بیان شده آن‌ها را زنده کند. اما آیا ممکن است به شکل کلی این نظریه و تئوری انجام نشود؟ با علم بر قدرت شاه شب و تائید این نظریه که او حتی میتواند شخصیت‌هایی که سالیان بسیاری از مرگ‌شان گذشته باشد را زنده کند، اساس قانون بیوشیمیایی مطرح میشود. سریال بازی تاج و تخت اگرچه بر اساس افسانه‌ها و با زمینه‌ی فانتزی ساخته شده است، اما نباید فراموش کرد که حتی در فانتزی و تخیلی‌ترین داستان‌ها، اصول زیست‌شناسی و بیوشیمیایی نیز رعایت میشود و بدن انسان قابلیت فاسد شدن را دارد. به عبارتی، در این تئوری و بیان آن باید عنوان کرد که در سریال بازی تاج و تخت، لفظ ماورایی تائیدی گسترده و واجب نیست. شاید بتوان زنده شدن جان اسنو را به عنوان قابلیتی ماورایی و معجزه خواند اما آیا این معجزه در خصوص فاسد نشدن بدن پادشاهان و لردهای خاندان استارک نیز صادق است؟ (در صورت مومیایی نشدن) حقیقت امر این است، که حتی با گذر چندین ساله‌ی داستان، بدن ند استارک نیز تا کنون فاسد و تجزیه شدن و ممکن است از او تنها چند استخوان باقی مانده باشد. با این حکم، زنده شدن شخصیت ند استارک با چند استخوان عملا امکان پذیر نخواهد بود، اما این نظریه نیز خود وابسته به میزان تجزیه‌ شدن بدن این اشخاص دارد. اگر به وایت‌واکری که جان اسنو به همراه خود به جلسه‌ی دو ملکه و یک پادشاه آورده، توجه کنیم، اسکلتی را میبینیم که بدون شک از مرگ او مدت زمانی گذشته است و پس از گذر این زمان توسط شاه شب زنده شده است، بنابراین در بخش دیگر این تئوری و با در نظر گرفتن قدرت شاه شب در زنده کردن مردگان، میزان تجزیه و آن چیزی که از جسد مردگان دفن شده در سرداب باقی مانده است، از اهمیت بالایی برخوردار است.

در سیر داستانی و حضور احتمالی شاه شب در وینترفل دو نظریه عنوان شد که شاه شب توانایی زنده کردن مردگانی با بازه‌ی زمانی طولانی را داراست یا از این توانایی برخوردار نیست که در جنبه دوم، هیچ زنده شدنی وجود نخواهد داشت و صرفا شاه شب وینترفل را به عنوان مکانی مهم و استراتژی از شمال در اختیار خواهد گرفت. با این حال، اگر مسیرهای بررسی شده، منجر به زنده شدن شخصیت‌های مهم خاندان استارک شود، ما میتوانیم شاهد، ند استارک، لیانا استارک و سایر افراد این خاندان باشیم. بنابراین این بخش و این تئوری هنگامی از ارزش بالاتری برخوردار میشود که، برن استارک، حقیقت هویت جان اسنو را به او بگوید و او با علم از هویت پدر و مادرش، در نبردی دیگر با جسم مرده و البته متحرک مادرش در ارتش مردگان روبرو خواهد شد، شاید چنین سکانس‌هایی همان بخش غم‌انگیز و ناراحت‌ کننده‌ی داستانی را تشکیل دهد که بازیگران سریال پس از خواندن فیلمنامه‌ی فصل نهایی به آن اشاره کرده بودند، اینکه ممکن است سریال برای تعدادی از مخاطبان این مجموعه دلخواه نباشد و سرنوشت پایانی سریال نیز غم‌انگیز اما مثبت خواهد بود.

در کنار این تئوری، نباید شخصیت مهم دیگر داستانی، برن استارک را فراموش کرد. شاید در ظاهر با چند برخورد و چند سکانس، جان اسنو از اهمیت بالایی برخوردار باشد، اما بدون شک آن شخصیتی که سبب ترس حقیقی شاه شب خارج از میدان نبرد خواهد شد، برن استارک خواهد بود. شخصیتی که از علم بر تمام رخدادهای تاریخ برخوردار است و آن قدر مهم است که شاه شب به دنبال او و کلاغ سه چشم آمده بود و اقدام به کشتن او کرد. شاید تئوری دیگر آن باشد که برن به سطح از توانایی میرسد که میتواند مردگان را به زندگی باز گرداند. شاید این تئوری پشت پایی بر تمام اتفاقات هشت فصل سریال باشد، جایی که مخاطبان سریال شوکه و غافل‌گیر خواهند شد، جایی که برن میتواند پدر خود ند استارک را در کنار سایر شخصیت‌ها از جمله لیانا استارک از جسم‌های بدون جان به انسان‌های واقعی تبدیل کند. اگرچه این تئوری دیر به نظر میرسد اما میتواند به بخشی از راز و قدرت‌های برن مربوط شود، قدرت‌هایی که او روز به روز در حال کشف و گسترش آن میباشد و بدون شک او یکی از کلیدهای شکست احتمالی شاه شب خواهد بود، کارکتری که از فصل اول داستانی مهم و بزرگ را دارا بود و از همان ابتدا با داستان‌های ترسناک ننه پیر (اولد لیدی) و البته رویای کلاغ سه چشم، به مقام دانایی کل رسیده است و نقش پررنگی در طول فصل نهایی خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *