خانه / نقد فیلم و سریال / نقد فیلم ۱۹۱۷ (۱۹۱۷)

نقد فیلم ۱۹۱۷ (۱۹۱۷)

موضوعات جنگی خصوصا نبردهای مربوط به جنگ جهانی همیشه از داستان‌های مورد علاقه سینماگران بوده است، اما در این بین عموما جنگ جهانی اول و داستان‌های مربوط به آن کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند که البته دلیل آن نیز تا حدود زیادی مشخص است؛ کمبود متریال لازم برای ساخت یک فیلم سینمایی مهیج از آن دوران. چه به لحاظ ادوات جنگی و نوع نبردهای میان نیروها و چه داستان‌های به جا مانده از آن زمان. با دنیای سینما و نقد فیلم 1917 همراه باشید.

سم مندس در فیلم جدیدش به سراغ روایت داستانی از جنگ مورد اشاره رفته است و روایتگر بخشی از خاطرات پدربزرگ خود نیز میباشد که یک کهنه سرباز جنگ جهانی اول بوده است. صحت و سقم داستانی که تعریف میشود چندان قابل سنجش نمی‌باشد، اما نوع نگاه مندس به مقوله جنگ بسیار متفاوت با فیلم‌هایی دیگری در این شاخه است که پیش از این به نمایش در آمده‌اند، چرا که در وهله اول آن حجم خون، خونریزی و کشتار که از جنگ را سراغ داریم کنار گذاشته و به جای نمایش انبوه صحنه‌های نبرد و راه انداختن حمام خون به سراغ نمایش و واکاوی روحیات انسانی رفته است ،جایی که دو سرباز ماموریت رساندن نامه‌ای را عهده‌دار میشوند تا از کشته شدن انسان‌های بسیاری جلوگیری کنند.

1917
2019

کارگردان:

سم مندس

بازیگران:

جرج مکای، دین-چارلز چپمن، بندیکت کامبریچ، کالین فرث و ...

ژانر:

درام، جنگ

خلاصه داستان: 6 آوریل 1917، در اوج جنگ جهانی اول و در خاک فرانسه، دو سرباز مامور میشوند تا مدت زمان بسیار کوتاهی، پیام مهمی را به بخش دیگری از نیروهای بریتانیا که برنامه حمله به مواضع دشمن را دارند، برسانند ...

8.5 / 10

میانگین امتیاز

89 %

میانگین امتیاز

78 %

میانگین امتیاز

در «1917» استفاده از جلوه‌های صوتی و میکس صدا و جلوتر از آن‌ها موسیقی متن بسیار فوق‌العاده است، برای فیلمی که قرار است دو سرباز در نیمی از داستان بدون اتفاق تقریبا خاصی مسیری را طی کنند، تزریق هیجان حرف اول را میزده است، بخشی از این کار به عهده جلوه‌های صوتی و موسیقی متن فیلم بوده است

برای مندس همراهی با این دو و آنچه بر آن‌ها در این مسیر میگذرد مورد توجه بوده نه خود آن نبردی که قرار است به وقوع بپیوندد، اما این همراهی قرار نیست که سفری آرام و بی‌مخاطره باشد بلکه اتفاقا مسیر رسیدن آن‌ها به یکی از مهیج‌ترین داستان‌های سینمایی در ژانر خودش تبدیل شده است، چرا که مندس با به کار گرفتن کامل تکنولوژی و با تمام تکنیک‌های فنی موفق شده آن چیزی را که در ذهن داشته به بهترین شکل ممکن تحویل بیننده بدهد.

«1917» به لحاظ معیارهای فنی قطعا یکی از برترین آثار امسال و حتی با کمی اغراق در گذر زمان میتواند به یکی از ماندگارترین فیلم‌ها با همین معیار اشاره شده تبدیل گردد. استفاده از جلوه‌های صوتی و میکس صدا و جلوتر از آن‌ها موسیقی متن بسیار فوق‌العاده است برای فیلمی که قرار است دو سرباز در نیمی از داستان بدون اتفاق تقریبا خاصی مسیری را طی کنند، تزریق هیجان حرف اول را میزده است، بخشی از این کار به عهده جلوه‌های صوتی و موسیقی متن فیلم بوده که به خوبی شاهد این مساله می‌باشیم موسیقی متن فوق‌العاده «توماس نیومن» که در بالاترین دز ممکن استرس و تشنج موجود در فضا را به بیننده منتقل میکند.

در مرحله بعدی تدوین اثر میباشد که شایسته تقدیر است، چرا که مندس تمام تلاش خود را کرده که بخش اعظمی از فیلم را به صورت سکانس پلان نمایش دهد، اما در حقیقت کات‌های فراوانی در این بین وجود دارد، اما با این حال با تدوین فوق‌العاده اثر این امر محق گشته و آنچه که مندس میخواسته عملی شده است. مساله که بیش از همه باعث درگیری بیننده با سوژه و حضورش در کنار آن‌ها به عنوان سوم شخصی غایب شده است. قابل تقدیرتر از این دو مورد اما، فیلمبرداری اثر و هنر »راجر دیکینز» میباشد کسی دیگر تعریف و تمجید از او کاملا عادی شده است، تعقیب دوربین از سنگر تا اولین کات واضحی که میخورد (که از نظر منتقد برترین قسمت آن دنبال کردن دو سرباز از روی گودال آب است زمانی که آن‌ها مشغول دور زدن دور گودال میباشند) یا آن سکانس مربوط به منور زدن آلمانی‌ها برای گرفتن سرباز انگلیسی و بازی با نور و سایه‌ها که دیکینز به طرز فوق‌العاده‌ای آن را ثبت کرده است. این‌ها تنها بخشی از هنر او میباشد که در کنار تدوین فوق‌العاده باعث نمایش یکدستی سکانس‌های مورد اشاره شده است.

«سم مندس» موفق شده روی متفاوتی از جنگ و آثار سو آن را در فیلم نشان دهد، به عنوان مثال و در رده بالا و مربوط به فرماندهان که از هر ترفندی برای جلو بردن اهدافشان استفاده میکنند

اما از خود مندس هم نباید غافل شد، چه در بعد داستانی و با آن نگرش متفاوتش به موضوع جنگ و چه در هدایت تمام موارد مطرح شده که به خوبی موفق شده از تکنولوژی و تکنیک‌های موجود نهایت استفاده را ببرد و یکی از بهترین آثار جنگی را بسازد. در خصوص داستان فیلم اما، هنوز ناگفته‌هایی وجود دارد که باعث ایجاد حس دوگانگی برای مخاطبین اثر شده است. مندس به خاطر نگاه عاری از خشونتش (البته در ظاهر) تا جای ممکن از نمایش نبرد و درگیری‌ها خودداری کرده است و این مساله باعث شده تا شخصیت به اصطلاح قهرمان داستان کمی احمق جلوه کند، چرا که این سوال را در ذهن بیننده ایجاد میکند که چطور کسی که اینچنین در موقعیت مرگ و زندگی قرار گرفته از شلیک به دشمنانش خودداری میکند و تنها به دنبال رسیدن به آن هدف اصلی میباشد. چه طور کسی که اینچنین در موقعیت مرگ و زندگی قرار گرفته از شلیک به دشمنانش خودداری می کند و تنها به دنبال رسیدن به آن هدف اصلی میباشد چه با در نظر گرفتن آن نگاه خاص کارگردان و چه با علم بر اینکه این کار اسکوفیلد برای جلوگیری از اتلاف وقت و رسیدن به هدف نهایی بوده نمیتوان این مساله را به راحتی هضم کرد.

در روی مثبت ماجرا، مندس موفق شده روی متفاوتی از جنگ و آثار سو آن را نشان دهد، به عنوان مثال و در رده بالا و مربوط به فرماندهان که از هر ترفندی برای جلو بردن اهدافشان استفاده میکنند حال چه با تهیج یک سرباز به واسطه حفظ جان برادرش / عزیزش و چه دادن مدال‌هایی به نشانه افتخار که فقط بتوانند چرخه جنگ را برای پیروزی کشورشان بچرخانند. این مساله زمانی بیشتر نمود پیدا میکند که «کلونل مکنزی» که به اصطلاح جنگ طلب است بعد از پذیرش نامه اسکوفیلد با گفتن این جمله که آن‌ها یک روز دیگر دستور حمله را خواهند داد، نشانه‌ای از ادامه‌دار بودن این سیاست‌ها و جنگ طلبی‌ها میدهد و با گفتن اینکه امید خطرناک‌ترین چیز است مهر تائیدی بر این مساله میزند. البته مندس نقد آشکاری نیز بر این تفکرات داشته به عنوان مثال جایی اسکوفیلد به بلیک از بی‌فایدگی و بی‌ارزش بودن مدال‌های جنگی با استدلال خاص خودش میگوید، به طوری که ارزش سیراب شدن خیلی بیشتر از داشتن این افتخار پوشالی از چسباندن یک تکه مدال بر سینه میباشد.

مندس به خاطر نگاه عاری از خشونتش (البته در ظاهر) تا جای ممکن از نمایش نبرد و درگیری‌ها خودداری کرده است و این مساله باعث شده تا شخصیت به اصطلاح قهرمان داستان کمی احمق جلوه کند

در پایان میتوان گفت که فیلم 1917 شروع بسیار خیره کننده‌ای دارد و تا آنجایی که اسکوفیلد سقوط کرده و همه چیز سیاه میشود (که اولین کات واضح اثر نیز است) تماما فوق‌العاده است، چه آن فضای تعقیب و گریزی و چه قرار دادن بیننده در دل خود موقعیت به واسطه نوع تکنیک‌های به کار برده شده (این یکی به شدت وام‌دار بازی‌های کامپیوتری است)، اما بعد از این و در نیمه داستان کمی از شدت هیجان و ضرب‌آهنگ اولیه کاسته میشود و روند سینوسی که در میان راه طی میشود بیشتر به واسطه پافشاری مندس به آن نقطه نظرات و دیدگاه متفاوتش است، مثل آن جریان مربوط به زن فرانسوی و بچه یتیمی که تکه‌ای اضافی در داستان میباشند و به طرز عجیبی به قصه مزرعه و گاوهای در مسیر پیوند میخورند.

درست جایی که مندس تصمیم گرفته به همان مسیر اولیه باز گردد باز هم فیلم هیجان از دست رفته‌اش را باز می‌یابد، جایی که حس زیبایی‌شناسی کارگردان نیز به یک باره با انبوه اتفاقات تلفیق شده و آن سکانس مربوط به رودخانه و شکوفه‌های رقصان در باد نیز حکایت از همین مساله دارد و در پایان نیز مندس به طرز زیبایی فیلمش را خاتمه میدهد، جایی که در یک روایت دوار اسکوفیلد را میبینیم که همچون آغاز فیلم بر درختی تکیه داده، اما این بار خبری از بلیک به همراه او نیست و جالب اینکه حالا شخص / اشخاص دیگری به او دستور میدهند و به نظر این چرخه بی‌پایان و قربانی شدن سربازها در جنگ برای همیشه ادامه دارد، روزی نوبت بلیک بود و شاید روزی هم نوبت اسکوفیلد باشد.

منبع: دنیای سینما

جمع‌بندی و ارزشگذاری

کارگردانی
بازیگری
فیلمنامه
موسیقی متن
جلوه‌های ویژه

نمره منتقد

فیلم «1917» درامی جنگی و متفاوت نسبت به آثار مهم سینمای جنگ محسوب میشود. سم مندس روایتگر داستان و سبک متفاوت سینمائی و روایی از جنگ بوده و داستان خود را برگرفته از خاطرات پدر بزرگش از جنگ جهانی اول به نگارش در آورده است. 1917 در تدوین قابل توجه است، چرا که فیلم مشخصا تنها یک برداشت کامل نیست، اما نوع تدوین و انسجام انجام آن، چنین چیزی را به مخاطب منتقل میکند و البته 1917 به هر اندازه از نظر فنی قابل ستایش است، به همان اندازه یا بیشتر، باید در خصوص فیلمبرداری و جلوه‌های بصری تاثیرگذار آن تقدیر و تحسین را به انجام رساند

User Rating: 3.95 ( 2 votes)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *